مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
894
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
وصف ، فقط وصف معتمد بر موصوف است يا علاوه برآن ، وصف غير معتمد بر موصوف نيز داخل در محل نزاع مىباشد . نيز ر . ك : وصف غير معتمد بر موصوف . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 452 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 53 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 127 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 313 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 123 - 122 ) . وصف مفارق عبادت وصف همراه با عبادت در بعض موارد وصف مفارق عبادت ، مقابل وصف ملازم عبادت بوده و به معناى وصفى است كه همواره همراه عبادت نيست بلكه گاهى همراه عبادت واقع مىشود و گاهى هم با غير عبادت تحقق پيدا مىكند ، مانند : غصبيت كه گاهى وصف نماز است مثل : نماز در مكان غصبى و گاهى وصف غير نماز است . در ميان اصوليون اين بحث وجود دارد كه اگر نهى به وصف مفارق عبادت تعلق گيرد موجب فساد آن عبادت مىشود يا خير ؛ مرحوم « آخوند » بين وصف مفارقى كه با عبادت اتحاد وجودى دارد ، مثل : غصبيت در حال نماز ، و وصف مفارقى كه فقط مقارنت وجودى با عبادت دارد ، مثل : نظر به اجنبيه در حال نماز ، تفصيل داده است ؛ به اين بيان كه اگر مقارنت وجودى مطرح باشد ، نهى به موصوف ( عبادت ) سرايت نمىكند ، ولى اگر اتحاد وجودى مطرح باشد ، بنا بر نظريه امتناع اجتماع امر و نهى ، نهى به موصوف ( عبادت ) سرايت كرده و موجب فساد آن مىشود ، ولى بنا بر نظريه جواز اجتماع امر و نهى ، به موصوف سرايت نكرده و عبادت فاسد نمىشود . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 208 و ( 223 - 222 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 212 - 205 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 272 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 133 . وصف مقدر وصف غير مصرّح در كلام وصف مقدر ، مقابل وصف صريح بوده و عبارت است از قيدى كه بر موصوف عارض مىشود و بهگونهاى موصوف را مقيد و توصيف مىنمايد كه به وضوح نمىتوان آن را دريافت ، بلكه بايد با تأمل و از قرائن و شواهد آن را به دست آورد ؛ براى مثال ، در حديث شريف : « لأن يمتلى بطن الرجل قيحا خير من ان يمتلى شعرا » ، امتلاء بطن كنايه از شعر كثير است . طبق اين برداشت ، منظور از شاعر مذموم كسى است كه زياد با شعر سر و كار دارد و اگر كم شعر حفظ مىكند و يا مىسرايد ، اين حديث او را مذمت نمىكند ؛ اما اين معنا بهطور صريح از اين روايت استفاده نمىشود . در اينكه وصف مقدر نيز مانند وصف صريح ، در بحث مفهوم وصف داخل است يا نه اختلاف وجود دارد . « 1 » ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 178 . وصف ملازم عبادت وصف غير قابل انفكاك از عبادت وصف ملازم عبادت ، مقابل وصف مفارق عبادت ، و به معناى وصفى از اوصاف عبادت است كه انفكاك بين آن وصف و موصوفش امكان ندارد ، يعنى وصف ، وجودى جداى از وجود موصوف ندارد ، مثل : جهر و اخفات نسبت به قرائت نماز كه ممكن نيست در غير قرائت تحقق پيدا كند . بنابراين ، در نمازهاى اخفاتى كه از جهر به قرائت نهى شده است ، جهر از اوصاف ملازم قرائت است ، زيرا مىتوان گفت قرائت يا به جهر است يا به اخفات ، و نمىتوان گفت جهر يا با قرائت است يا بدون قرائت ، زيرا جهر ( آشكارى جوهره صوت در هنگام قرائت ) بدون قرائت رخ نمىدهد . نكته : در بحث از اينكه آيا نهى از عبادت اقتضاى فساد آن را دارد يا نه ، گفتهاند : نهى از عبادت اقسامى دارد ، زيرا نهى يا به مجموع عبادت يا به جزء يا به شرط يا به وصف ملازم و يا به وصف مقارن آن تعلق مىگيرد . آنگاه حكم هريك را به تنهايى بررسى نمودهاند . « 1 * » فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 273 - 272 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 133 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 223 - 222 ) . وصف مناسب ر . ك : مناسب وصف مناسب مرسل ر . ك : مناسب مرسل وصف مناسب معتبر ر . ك : مناسب معتبر وصف مناسب ملايم ر . ك : مناسب ملائم وصف مناسب ملغى ر . ك : مناسب ملغى
--> ( 1 ) . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 151 . ( 1 * ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 210 - 204 ) .