مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
892
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
وصف صريح وصف مذكور در كلام به صراحت وصف صريح ، كه مقابل وصف مقدر مىباشد ، وصفى است كه در كلام بهطور صريح ذكر شده و وصف بودن آن روشن مىباشد ، مانند : « اكرم رجلا عالما » و يا « فى الغنم السائمة زكات » ، كه در اينجا ، وصف « عالما » در مثال اول و « سائمة » در مثال دوم روشن است ؛ به خلاف وصف مقدر كه ظاهر و روشن نبوده و بهطور صريح در كلام ذكر نشده است بلكه بايد از لابهلاى كلام آن را به دست آورد . در كتاب « قوانين الاصول » آمده است : « اختلفوا فى ان تعليق الحكم على وصف ، يدل على انتفائه عند انتفاء الوصف ام لا ؟ سواء كان الوصف صريحا مثل « اكرم كل رجل عالم » او « فى السائمة زكات . . . » او مقدّرا » . « 1 » اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 151 . وصف طردى وصف ملازم حكم ، بدون مناسبت ذاتى يا تبعى با آن وصف طردى ، به وصفى گفته مىشود كه همواره با حكم همراه است ، ولى هيچ مناسبت ذاتى و يا تبعى بين آن و حكم وجود ندارد ؛ براى مثال ، آب مطلق طاهر است و مىتوان بر روى جنس هر آب طاهرى پل ايجاد كرد ، اين وصف « پل ساختن بر روى جنس آب » ، وصف طردى است ، زيرا هرجا كه حكم طهارت آب مطلق ، وجود دارد ، اين وصف نيز موجود است ، هرچند كه هيچ مناسبتى بين حكم به طهارت آب مطلق و اين وصف وجود ندارد . مالكيه گفتهاند : ماء مستعمل ( آب استفاده شده ) ، چون مايعى است كه مىتوان بر روى جنس آن پل زد ، پس مانند آب مطلق كه آن نيز اين وصف را دارد ، طاهر است ؛ در اين قياس از وصف طردى استفاده شده است . نكته اول : طرد ، از مسالك علت است ، زيرا براى اجراى قياس ، مجرد وجود وصفى كه جامع بين اصل و فرع باشد ، كافى نيست ، بلكه بر اعتبار اين وصف ، دليلى نيز بايد اقامه شود . نكته دوم : راههاى اثبات علت در نزد اهل سنت نه چيز است كه يكى از آنها ، طرد مىباشد ، و وصفى كه عليت آن ، از ناحيه طرد اثبات مىشود وصف طردى نام دارد . نكته سوم : اصولىهاى اهل سنت در اينكه طرد ، مفيد عليت وصف براى حكم در قياس باشد ، اختلاف دارند و اكثريت آنها همانند « آمدى ابن حاجب » معتقدند افاده عليت نكرده و حجت نيست . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 13 و 99 . وصف عبادت صفت همراه با عبادت وصف عبادت ، به معناى شىء يا عنوانى است كه غير از خود عبادت ( ذات عبادت ) ولى همراه آن مىباشد . وصف عبادت ، يا وصف ملازم است ، كه انفكاك بين آن و موصوف امكان ندارد ، مانند : جهر و اخفات قرائت نماز ؛ براى نمونه ، در نمازهاى اخفاتى ، از جهر به قرائت نهى شده است و « جهر » وصفى نيست كه جداى از قرائت تحقق پيدا كند بلكه ملازم و همراه قرائت است گرچه خود عبادت نيست ؛ و يا وصف مفارق است ، مانند : غصبيت براى مكان نماز . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 133 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 272 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 209 - 205 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 223 - 222 ) . وصف غالبى وصف همراه با موصوف در غالب موارد وصف غالبى ، به معناى وصفى است كه در بيشتر موارد همراه موصوف مىباشد ، مانند : « فِي حُجُورِكُمْ » در آيه شريفه وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ، چون دختر زنى كه ازدواج مجدد مىكند ، غالبا به همراه زن ، در خانه شوهر دوم بوده و تحت سرپرستى او بزرگ مىشود . در كتاب « انوار الاصول » آمده است : « ان الاوصاف الغالبية ليس لها مفهوم حتى بناء على القول بمفهوم الوصف ، نظير وصف » فى حجوركم « فى قوله تعالى » و رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ » « 1 * » فانه قيد غالبى ورد فى الآية » . « 2 » محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 79 . وصف غير ذاتى وصف خارج از ذات موصوف وصف غير ذاتى ، عبارت است از وصفى كه مقوم ذات موصوف نيست و با رفتن آن ، موصوف از بين نمىرود ، مانند : « حيوان سفيد » ، كه با رفتن وصف « سفيد » ، حيوان از بين نمىرود . در مفهوم داشتن اين وصف ، اختلاف وجود دارد .
--> ( 1 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 178 . ( 1 * ) . نساء ( 4 ) ، آيه 24 . ( 2 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 59 .