مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
88
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
اجماع تشرفى بيان رأى معصوم - حاصل از تشرّف به محضر امام عصر عليه السّلام - در قالب اجماع اجماع تشرفى در جايى است كه فقيهى در زمان غيبت امام معصوم عليه السّلام به خدمت آن حضرت مشرف شود و رأى معصوم عليه السّلام را در مسألهاى بشنود ، ولى به هنگام بازگويى رأى معصوم ، نگويد كه من خود از امام شنيدهام - زيرا در زمان غيبت كبرى ، قول مدعى رؤيت ، محكوم به كذب است - بلكه در قالب ادعاى اجماع ، به اين نكته اشاره كند كه رأى معصوم را احراز كرده است . اينگونه موارد براى « مقدس اردبيلى » و « سيد مهدى بحر العلوم » اتفاق افتاده و نقل شده است ؛ از اين رو احتمال داده مىشود كه آنچه در كلام ايشان به عنوان اجماع آمده است ، اجماع تشرفى باشد . اجماع تشرفى به لحاظ وحدت راوى ، همانند اجماع منقول است و كسانى كه خبر واحد را حجت نمىدانند ، يا ادله حجيت خبر واحد را ، شامل اجماع منقول نمىدانند ، اجماع تشرفى را نيز حجت نمىدانند ؛ ولى كسانى كه خبر واحد را مطلقا حجت مىدانند ، اجماع تشرفى را نيز داراى اعتبار و حجت مىدانند . نكته : علت ترديد در حجيت اجماع تشرفى آن است كه انسان ممكن است به صرف ادعاى چنين اجماعى نتواند قطع به تشرف و يقين به رأى امام عليه السّلام پيدا كند ، و گرنه چنانچه از اجماع تشرفى قطع به قول امام عليه السّلام حاصل شود ، همين قطع حجيت داشته و ديگر نيازى به حجيت اجماع نيست . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ج 200 ، ص 218 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 442 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 403 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 332 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 353 و 349 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص 249 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 301 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 35 . اجماع تضمنى ر . ك : اجماع دخولى اجماع تعبدى اتفاقنظر فقها با فقدان دليل قابل استناد در مسئله اجماع تعبدى ، مقابل اجماع مدركى است و به اجماعى مىگويند كه براى مسئله مورد اتفاق علما ، مدركى مانند عموم ، اطلاق يا اصلى كه احتمالا مورد استناد اجماعكنندگان قرار گرفته باشد وجود ندارد ، بلكه رأى و نظر معصوم عليه السّلام صرفا از راه اتفاق و اجماع علما كشف مىگردد . در واقع ، اجماع تعبدى همان اجماع مصطلح است . نيز ر . ك : اجماع مدركى . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 631 . قديرى ، محمد حسن ، البحث فى رسالات عشر ، ص 363 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 387 . همان ، ج 5 ، ص ( 293 - 291 ) اجماع تقديرى ادعاى حصول اجماع در فرض تحقّق مورد اجماع اجماع تقديرى ، مقابل اجماع تحقيقى و به معناى اتفاق فرضى ( تقديرى ) علما در امرى از امور دينى مىباشد ؛ يعنى اتفاق علما در مسألهاى خاص به صورت بالفعل محقق نيست ، بلكه به صورت فرضى است . در مسألهاى كه ادعاى اجماع تقديرى شده ، مدعى اجماع مىپذيرد كه علما اجماع فعلى و تحقيقى ندارند ، ولى مىگويد : در صورت تحقق فلان فرض ، بهطور قطع آن مسئله مورد اتفاق آنها خواهد بود و عدم فعليت اتفاق و اجماع ، به دليل عدم تحقق آن فرض است . مصاديقى كه علماى اصولى براى اجماع تقديرى ذكر كردهاند ، تا حد زيادى متفاوت است ؛ براى مثال ، يكى از وجوهى كه در توجيه يكى از مقدمات دليل انسداد - عدم جواز اهمال - ارائه شده ، آن است كه عدم جواز اهمال ، اجماعى است . در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه چگونه مىتوان بر عدم جواز اهمال كه يكى از مقدمات انسداد است ، ادعاى اجماع نمود ، درحالىكه اكثر علما انفتاحى هستند در پاسخ گفتهاند : اجماع ادعاشده ، اجماع تقديرى است ؛ يعنى اگر تمام علما ، انسداد باب علم را مىپذيرفتند ، هيچيك مخالفتى در عدم جواز اهمال نداشتند . از بررسى اسناد چنين استفاده مىشود كه برخى ، اجماع تقديرى را معتبر مىدانند و براى مثال ، در مسئله عدم جواز اهمال به عنوان يكى از مقدمات انسداد ، مىگويند اگرچه اجماع فعلى در اين مورد وجود ندارد ، اما اجماع تقديرى ، هست و همين كافى است . بعضى هم اجماع تقديرى را نمىپذيرند ؛ براى مثال ، مىگويند بر عدم جواز اهمال ، اجماع قائم است ، ولى اين اجماع ، اجماع تقديرى نيست تا اشكال شود كه اجماع تقديرى حجت نيست ، بلكه تقدير در مجمع عليه است . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 207 . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ص 215 . منصورى ، خليل رضا ، نظرية العرف و دورها فى عملية الاستنباط ، ص 185 .