مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
823
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 222 . نسبت اضافى نسبت موجود در جملات ناقص اضافى نسبت اضافى ، از اقسام نسبت ناقص و مقابل نسبت وصفى بوده ، و در جملات ناقص اضافى وجود دارد ، مانند : « ضرب زيد » كه گوياى رابطه ميان مضاف ( ضرب ) و مضاف اليه ( زيد ) است . اينگونه نسبت از اقسام نسبتهاى تحليلى موجود در ذهن شمرده مىشود ؛ به اين بيان كه نسبت خارجى به كمك مفهوم واحد مركبى به ذهن مىآيد ، زيرا نسبت ناقص در حكم مفرد ( مقابل جمله ) است ، اما در ذهن با تحليل اين مفهوم واحد ، به دو مفهوم « ضرب » و « زيد » رابطهاى ميان آنها برقرار مىشود كه چون افادهاش تام نيست به صورت نسبت ناقص جلوه مىنمايد . نكته : مرحوم « محقق خويى » معتقد است هيئت جمله ناقص مثل : « ضرب زيد » براى تخصيص وضع شده است ؛ يعنى دايره صدق اسم مضاف را تنگ مىكند ؛ براى مثال ، مفهوم « آب » شامل هر آبى مىشود : آب دريا ، آب نهر ، آب كوزه و غيره ، اما وقتى گفته مىشود « آب كوزه » ، مفهوم آن ضيق شده و خصوص آب موجود در كوزه حصهاى خاص را دربر مىگيرد . مشهور اصولىها معتقدند جمله ناقص براى نسبت ناقص وضع شده است ، مانند : نسبت موجود در « ضرب زيد » . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 264 و ( 277 - 276 ) . نسبت انشائى نسبت ايجاد شده با انشا نسبت انشايى ، نسبتى است كه به محض انشا ايجاد مىگردد ؛ به بيان ديگر ، لفظ ، وجود تنزيلى براى معنا است و به صرف انشا ، نسبت تنزيلا ايجاد مىگردد ؛ بنابراين ، به خلاف نسبت اخبارى كه منشأ انتزاع خارجى دارد ، در نسبت انشايى ، نسبت از خارج انتزاع نمىشود بلكه در خارج توليد مىگردد . نسبت موجود در جملههاى تام انشايى را نسبت تام انشائى مىنامند . به نظر مشهور اصولىها جمله تام براى نسبت وضع شده است ، با اين تفاوت كه در جملههاى انشايى معانى به وسيله الفاظ ايجاد مىشود ، درحالىكه در جملههاى خبرى الفاظ از معانى حكايت مىكند . نكته : نسبت موجود در حروف ايجادى ، نوعى نسبت ناقص انشايى است ، درحالىكه نسبت موجود در جمله تام انشايى ، نوعى نسبت تام انشايى است . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 288 و 313 . نسبت امساكى ر . ك : نسبت زجرى نسبت اندماجى نسبت پنهان حاصل از تحليل مفهوم واحد ذهنى به دو مفهوم مرتبط توسط عقل نسبت اندماجى ، مقابل نسبت غير اندماجى بوده و از تحليل ذهن به دست مىآيد ؛ به اين صورت كه ذهن مفهوم واحدى را به دو مفهوم تحليل مىنمايد و بين آنها يك نسبت درست مىكند ؛ به بيان ديگر ، نسبت اندماجى ، نوعى نسبت پنهان است كه آشكار نمىگردد . توضيح : موضوع له حروف و هيئت جملههاى ناقص ، نسبت اندماجى يا تحليلى است ؛ براى مثال ، در جمله ناقص « العالم المفيد » كه به صورت وصفى آمده ، دو مفهوم « عالم » و « مفيد » در خارج اتحاد داشته و وقتى به ذهن مىآيند در يكديگر داخل شده و اندكاك پيدا مىكنند ، بهطورى كه مفهوم واحدى را تشكيل مىدهند ، و چون در مفهوم واحد ، نسبت معنا ندارد ، در ظاهر ، در عالم ذهن ، نسبتى وجود ندارد ، اما عقل مىتواند از تحليل اين مفهوم واحد ، آن را به دو مفهوم تبديل كرده و بين آنها يك نسبت و ارتباط ايجاد نمايد كه به اين نسبت ، نسبت اندماجى مىگويند . نكته : ناقص و يا تام بودن نسبت ، و به بيانى ديگر ، اندماجى و يا غير اندماجى بودن نسبت ، از شئون نسبت در عالم ذهن به حساب مىآيد نه در خارج . در كتاب « دروس فى علم الاصول » آمده است : « فهيئة الجملة الناقصة تدل على ( نسبة اندماجية ) اى يندمج فيها الوصف بالموصوف على نحو يصبح المجموع مفهوما واحدا خاصا و حصة خاصة و من اجل ذلك تكون الجملة الناقصة فى قوة الكلمة المفردة » . « 1 » همان ، ج 2 ، ص 72 . نسبت اولى نسبت داراى مصداق خارجى نسبت اولى ، مقابل نسبت ثانوى بوده و به نسبتى گفته مىشود كه در بيرون از ذهن وجود دارد و سپس در ذهن نيز ايجاد مىگردد ، مانند : نسبت موجود در حروف و جملات ناقص ، هم
--> ( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 86 .