مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

780

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مقدمه عادى ر . ك : مقدمه عرفى مقدمه عبادى ر . ك : مقدمه تعبدى مقدمه عرفى امر تعيين شده به عنوان مقدمه ، توسط عرف مقدمه عرفى ، مقدمه‌اى است كه تحقق ذى المقدمه در نظر عرف و عادت بر تحقق آن متوقف است ، گرچه در نزد عقل ، تحقق ذى المقدمه بدون آن امكان دارد ، مانند : ورود به خانه كه در نظر عرف ؛ از طريق گذشتن از در خانه صورت مىگيرد ، گرچه از نظر عقلى ، مىتوان از ديوار نيز وارد خانه شد . اين مقدمه به دو صورت تصور شده است : 1 . مقدمه عرفى ، گاهى به‌گونه‌اى است كه جدايى آن از ذى المقدمه در عرف احتمال داده مىشود ، مانند : رفتن به حج از ايران كه عرفا با هواپيما و يا اتومبيل صورت مىگيرد ، هرچند در نزد عرف امكان پياده رفتن نيز وجود دارد ، اما سيره و عادت عرف بر خلاف آن است . شكى نيست كه اين‌گونه مقدمه از بحث مقدمه واجب خارج است ، زيرا ملاك مقدميت ، كه انتفاى ذى المقدمه هنگام انتفاى مقدمه است ، در اينجا وجود ندارد . 2 . مقدمه عرفى ، گاهى به‌گونه‌اى است كه در نزد عرف ، امكان جدايى آن از ذى المقدمه وجود ندارد ، هرچند در نظر عقل ، امكان انفكاك هست ، مانند : استفاده از وسيله بالابر ، براى صعود به ساختمان بلند ، زيرا عادتا انسان نمىتواند پرواز كند ، گرچه پرواز انسان محال عقلى نيست . اين قسم در محل نزاع ( مقدمه واجب ) ، داخل است . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص ( 280 - 279 ) . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 298 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 271 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 340 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 180 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 539 - 535 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 117 - 116 ) . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 24 - 21 ) . بجنوردى ، حسن ، منتهى الاصول ، ص 284 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 65 . مقدمه عقلى مقدمه تشخيص داده شده توسط عقل ، بدون نياز به شرع مقدمه عقلى ، مقدمه‌اى است كه عقل به تنهايى ، توقف تحقق ذى المقدمه را برآن درك نموده و به محال بودن وجود تكوينى ذى المقدمه ، در صورت فقدان مقدمه ، حكم مىكند ، بدون اين كه در اين مسئله از شرع كمك بگيرد ، مانند : توقف حج بر پيمودن مسافت ، كه اين ارتباط را عقل بدون نياز به بيان شارع درك كرده و حكم مىكند كه وجود حج در موسم خاص ، بر پيمودن مسافت خاص متوقف است . شكى نيست كه مقدمه عقلى ، در نزاع مقدمه واجب داخل است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 255 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 259 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 271 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 340 . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص 278 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 270 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 298 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 116 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 122 . اصفهانى ، محمد حسين ، نهاية الدراية فى شرح الكفاية ، ج 1 ، ص 167 . اصفهانى ، محمد حسين ، بحوث فى الاصول ، ص 141 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 21 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 256 . بجنوردى ، حسن ، منتهى الاصول ، ص 284 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 65 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 528 - 527 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 179 . مقدمه علم مقدمه دخيل در حصول علم به امتثال ذى المقدمه مقدمه علم ، مقدمه‌اى است كه تحصيل علم به امتثال ذى المقدمه ، برآن متوقف است ؛ به اين بيان كه انجام پاره‌اى از امور ، مقدمه براى علم پيدا كردن به وقوع ذى المقدمه در خارج است ، مانند : شستن قسمت بالاترى از مرفق در وضو ، كه براى حصول علم به انجام يقينى مأمور به و موافقت با امر « اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق » « 1 » مىباشد ، و يا مانند جايى كه مكلف جهت قبله را نمىداند و به خاطر تحصيل علم نسبت به خواندن نماز روبه‌قبله ، به چهار طرف نماز مىخواند ، و يا مانند جايى كه شخص در نجاست يكى از دو ظرف شك دارد و از هر دو اجتناب مىكند . نكته : اصولىها معتقدند مقدمه علم از بحث مقدمه واجب خارج است ، زيرا وجود واجب ، برآن متوقف نيست ، بلكه علم به وجود واجب بر اين مقدمه متوقف است ؛ بنابراين ، ملازمه بين مقدمه علم و ذى المقدمه ( واجب ) عقلى است نه شرعى .

--> ( 1 ) . مائدة ( 5 ) ، آيه 6 .