مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

768

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

اينكه غايت در مغيّا داخل است يا نه ، تنها در « حتى » ى جاره جريان دارد ، اما در « حتى » ى عاطفه چون غايت به واسطه عطف ، به‌طور يقين در مغيّا هست ، اين بحث جا ندارد ؛ براى نمونه ، در جمله « مات الناس حتى الانبياء » چون « حتى » دلالت مىكند بر اينكه انبيا نيز خواهند مرد ، ديگر اين بحث مطرح نمىشود . نكته سوم : بحث درباره داخل بودن غايت در حكم مغيّا ، در جايى تصور دارد كه قدر مشتركى باشد و براى داخل شدن در حكم مغيّا و يا در حكم پس از غايت صلاحيت داشته باشد ، اما اگر اين قدر مشترك وجود نداشت ، بحث از داخل بودن غايت در حكم مغيّا جا ندارد ؛ نمونه آن ، آيه : فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ « 2 » است كه درباره مرفق ( آرنج ) هم مىتواند حكم مغيّا كه وجوب شستن جارى شود و هم حكم بعد از غايت ( بازو ) كه عدم وجوب شستن است . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص ( 205 - 204 ) . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 141 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 247 - 246 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 125 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 63 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 505 - 504 ) . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 251 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 142 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص ( 170 - 167 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 135 . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 454 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 497 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 268 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 146 . خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 219 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 327 . مفهوم قضيه شرطيه ر . ك : مفهوم شرط مفهوم قضيه لقبيه ر . ك : مفهوم لقب مفهوم لقب بحث از انتفا يا عدم انتفاى حكم در صورت انتفاى لقب مقصود از لقب نزد اصوليون اعم است از اينكه اسم جنس باشد ، مثل : « رجل و مرأة » يا علم شخص باشد ، مثل : « محمد و على » ، يا جامد باشد يا مشتق . در اينكه لقب ( مثل : « اطعم الفقير » ) مفهوم دارد ( يعنى غير فقير را اطعام نكن ) يا ندارد ، اختلاف است ، اما بيشتر عالمان شيعى و سنى براى آن مفهومى قائل نيستند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 130 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 250 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 141 . اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول ، ص 261 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 173 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 79 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 144 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 502 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 283 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 251 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 179 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 884 . مفهوم مخالف انتفاى سنخ حكم از موضوع مقيد با انتفاى قيد ، به دلالت التزامى بخشى از مدلول جمله كه از سخنان گوينده فهميده مىشود ، و متكلم آن را به زبان نمىآورد ، مفهوم نام دارد . مفهوم به موافق و مخالف تقسيم مىشود . مفهوم مخالف ، دلالت التزامى ( لزوم بيّن به معناى اخص ) منطوق كلام است بر انتفاى طبيعى حكم از موضوع مقيد ، هنگامى كه قيد موضوع منتفى باشد ، مانند : « اگر آب كر باشد چيزى او را نجس نمىكند » ، كه مفهوم مخالف آن اين است كه : « اگر آب كر نباشد و با شىء نجس برخورد كند نجس مىشود » . تفاوت مفهوم موافق با مفهوم مخالف اين است كه در مفهوم موافق ، سنخ حكمى كه براى مفهوم ثابت مىشود با سنخ حكم منطوق از نظر نفى و اثبات يكسان است ، اما در مفهوم مخالف ، سنخ حكم در مفهوم با سنخ حكم منطوق از نظر نفى و اثبات يكى نيست . از آنجا كه قيدهاى متفاوتى در كلام عقلا براى موضوع متصور است ، مفهوم مخالف هم به حسب آنها به انواعى تقسيم مىشود ، كه برخى از آنها به اين قرار است : 1 . مفهوم حصر و استثناء ؛ 2 . مفهوم زمان ؛ 3 . مفهوم شرط ؛ 4 . مفهوم عدد ؛ 5 . مفهوم غايت ؛ 6 . مفهوم لقب ؛ 7 . مفهوم مكان ؛ 8 . مفهوم وصف . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 114 و 168 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 228 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 171 . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 134 . جعفرى لنگرودى ، محمد جعفر ، مقدمه عمومى علم حقوق ، ص 255 .

--> ( 2 ) . مائدة ( 5 ) ، آيه 6 .