مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

766

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

چنين ، از اطلاق احوالى شرط معلوم مىشود كه اين عليت تامه به حالت خاصى منحصر نيست و هنگامى كه ثابت شد شرط در هر حال علت تامه براى جزا است ، روشن مىشود كه اين علت ، انحصارى است ، زيرا اگر براى دست يافتن به جزا به علت ديگرى به كمك علت اول نياز باشد ، به اين معنا است كه در اين حالت خاص ، عليت شرط براى جزا ، تام نيست و اين خلاف اطلاق احوالى است . « 4 » به اين ترتيب ، روشن مىشود كه هنگامى جمله شرطيه مفهوم پيدا مىكند كه سه ويژگى ذيل موجود باشد : 1 . ملازمه عقلى : ثابت شود كه ميان شرط و جزا ، ملازمه عقلى است و ملازمه اتفاقى كافى نيست ؛ 2 . ترتب : تلازم از نوع ترتب ، و شرط ، علت و مقدم بر جزا باشد ، 3 . انحصار : معلوم شود كه شرط علت منحصر براى جزا است . « 5 » نكته اول : ضابطه مفهوم شرط در نزد مشهور دو چيز است : 1 . ربط لزومى ميان شرط و جزا به نحو عليت تامه منحصره ؛ 2 . انتفاى اصل حكم به دنبال انتفاى شرط . « شهيد صدر » معتقد است ضابطه مفهوم شرط دو چيز است : أ ) وجود رابطه خاص ميان شرط و جزا ، كه ملاك آن متوقف بودن جزا بر وجود شرط است و لازم نيست اين ربط ، از نوع لزومى باشد ؛ ب ) انتفاى طبيعى و اصل حكم به دنبال انتفاى شرط . « شهيد صدر » مطلب اول را از راه وضع و مطلب دوم را از راه اطلاق جمله جزا اثبات مىكند . « 6 » وى و مشهور اصوليون ، در ضابطه دوم ( انتفاى اصل حكم ) باهم اتفاق‌نظر دارند ، اما مرحوم « آقا ضياء عراقى » اختلاف اصوليون را در همين ضابطه مىداند و معتقد است در ضابطه اول اختلافى ندارند و در حقيقت ، ضابطه ، مفهوم داشتن يا نداشتن انتفاى سنخ حكم يا عدم آن است . « 7 » نكته دوم : مفهوم شرط در جايى است كه جمله ، شرطيه باشد و ملاك شرطيه بودن يك جمله ، تغاير ميان موضوع و شرط است ؛ براى مثال ، در جمله « اذا جاء زيد فاكرمه » ، شرط « مجىء زيد » ، موضوع « زيد » و حكم « وجوب اكرام » است . برخى از جمله‌ها در ظاهر ، شرطيه مىباشد اما در واقع شرطيه نيست . جمله‌اى شرطى است كه شرط در آن ، تحقق‌بخش موضوع است ، به طورى كه تنها علت موجود شدن موضوع ، وجود شرط است ، مثل جمله : « اذا رزقت ولدا فاختنه ؛ اگر خدا پسرى به تو داد بايد او را ختنه كنى » ، كه « شرط » در ديد عرف همان « موضوع » است و چون اين جمله ، در واقع جمله شرطيه نيست ، از بحث مفهوم داشتن يا نداشتن خارج است . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 138 . زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 172 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 107 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 415 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 250 . مفهوم صفت ر . ك : مفهوم وصف مفهوم عدد بحث از دلالت يا عدم دلالت جمله عدديه بر انتفاى حكم از موضوع مقيّد به غير آن عدد مفهوم عدد ، از اقسام مفهوم مخالف است . بحث مفهوم عدد در جمله عدديه مطرح مىگردد . جمله عدديه ، جمله‌اى است كه موضوع يا متعلق آن به عدد معينى مقيد شده باشد . بحث وجود يا عدم مفهوم در جمله عدد به اين‌گونه است كه حكمى كه براى موضوع ( يا متعلق ) داراى عدد خاص ( مقيد به عدد خاص ) ثابت شده است از موضوع مقيد به غير آن عدد خاص منتفى مىشود يا نه ؛ براى مثال ، در روايات آمده است كه در هر ماه سه روز روزه گرفتن مستحب است ، آيا مفهوم اين سخن آن است كه بيشتر از سه روز مستحب نيست ، يا مفهوم ندارد و نسبت به اين مطلب ساكت است ؟ بحث از مفهوم عدد در دو مقام ثبوت و اثبات مطرح است . در مقام ثبوت ، مسئله به چهار صورت تصوّر مىشود : 1 . گاهى به دليل خاصى ثابت شده كه اين عدد در كلام براى بيان حد و مرز موضوع ، هم از جانب قلت و هم از جانب كثرت مىباشد ؛ براى مثال ، جمله « تصدق بخمسة دراهم ، لا اقل و لا اكثر » مفهوم دارد ؛ يعنى « كمتر از پنج درهم فايده ندارد و بيشتر از آن‌هم واجب نيست » ؛ 2 . گاهى به دليل خاصى ثابت شده كه عدد ذكر شده در كلام تنها براى محدود كردن موضوع از نظر كثرت و زيادى

--> ( 4 ) . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 879 . ( 5 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 150 . ( 6 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 114 . ( 7 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص ( 470 - 469 ) .