مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

765

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

الاصول » آمده است : « لا يخفى انّ النزاع فيه ايضا يرجع الى انّ الحصر للحكم او الموضوع . . . » « 4 » ابو حنيفه منكر مفهوم حصر بوده و به حديث « لا صلاة الّا بطهور » استشهاد كرده است كه اگر دلالت بر انحصار كند معنايش اين است كه با تحقق طهور ، نماز تحقق پيدا مىكند ، درحالىكه در خيلى از موارد با تحقق طهور هم نماز تحقق پيدا نمىكند ، مثل جايى كه طهارت باشد ولى يكى از اجزاى نماز نباشد . قائلين به مفهوم حصر به اين اشكال پاسخ داده‌اند . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 127 . خويى ، ابو القاسم ، التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، ص 438 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 251 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 247 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 117 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 878 . مفهوم زمان اقوال پيرامون نفى حكم از موضوع در غير زمان تعيين‌شده در كلام مفهوم زمان ، از اقسام مفهوم مخالف و به معناى نفى طبيعى حكم از موضوع در خارج از زمان معين شده در كلام مىباشد ، در صورتى كه در منطوق كلام ، آن حكم براى همان موضوع در زمان معينى اثبات شده باشد . در كتاب « الفصول فى الاصول » آمده است : « مفهوم الزمان و المكان و هو نفى الحكم عما وقع خارجا عنهما » . « 1 » براى مثال ، اگر جمله « من تصدق يوم الجمعة فله كذا » مفهوم مخالف داشته باشد ، به معناى عدم تعلق اجر به صدقه‌دهنده در غير روز جمعه است . در حجيت مفهوم زمان اختلاف است ؛ « شافعى » و بعضى از « حنبلىها » به حجيت آن اعتقاد دارند ولى بيشتر اصوليون از جمله « فخر رازى » در « المحصول » ، « آمدى » در « الإحكام فى اصول الاحكام » ، صاحب فصول و صاحب قوانين به عدم حجيت مفهوم زمان معتقد هستند . همان ، ص 259 . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 141 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 128 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 192 . شهيد ثانى ، زين الدين بن على ، تمهيد القواعد ، ص 116 . عجم ، رفيق ، موسوعة مصطلحات اصول الفقه عند المسلمين ، ج 2 ، ص 1506 . مفهوم شرط منتفى شدن سنخ حكم معلّق بر شرط در صورت انتفاى شرط مفهوم شرط ، از اقسام مفهوم مخالف و به معناى انتفاى اصل حكم در جمله جزا هنگام انتفاى شرط است ؛ براى مثال ، در آيه : إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا « 1 * » منطوق دلالت مىكند بر اين كه اگر فاسقى خبرى آورد تحقيق و جست‌وجو كردن درباره صحت و سقم آن واجب است ؛ يعنى وجوب تبيّن هنگام خبر آوردن فاسق ثابت است . همچنين ، مفهوم شرط آيه دلالت مىكند بر اينكه اگر فاسق خبر نياورد ، بلكه عادل يا ثقه خبر آورد ، حكم وجوب تبيّن نيز ساقط و منتفى است . در كتاب « كفاية الاصول » آمده است : « ان المفهوم هو انتفاء سنخ الحكم المعلق على الشرط عند انتفائه » . « 2 » مشهور ميان اصوليون اين است كه جمله شرطيه مفهوم دارد و برخى وجود مفهوم شرط را در مثل وقف ، نذر ، ايمان و وصيت مسلّم دانسته‌اند . در كتاب « تمهيد القواعد » آمده است : « لا اشكال فى دلالتهما ( الشرط و الوصف ) فى مثل الوقف و الوصايا و النذور و الايمان » . « 3 » در چگونگى دلالت جمله شرطيه بر مفهوم تقريرهاى مختلفى ارائه شده است ، از جمله : 1 . جمله شرطيه براى دلالت بر اينكه شرط علت انحصارى براى جزا است وضع شده است ، به دليل تبادر عليت منحصر در ذهن عرف هنگام شنيدن جمله شرطيه ؛ در نتيجه ، با انتفاى شرط كه علت انحصارى براى وجود جزا است حكم در جمله جزا نيز منتفى مىشود . 2 . جمله شرطيه تنها براى دلالت بر تلازم ميان جزا و شرط وضع شده و از راه انصراف فهميده مىشود كه شرط علت منحصر براى وجود جزا است ، زيرا فرد اكمل لزوم ، لزوم علّى انحصارى است . 3 . اين امر در گرو بيان سه مقدمه است : أ ) ادات شرط براى دلالت بر ربط لزومى ميان شرط و جزا وضع و استعمال شده است ( اثبات مراد استعمالى ) ؛ ب ) آنچه متكلم استعمال كرده جدى است ، زيرا اصل ، مطابقت مدلول تصورى و مدلول تصديقى جدى است ؛ ج ) متكلم در مقام بيان است و براى جزا به كمك اداتى مانند « أو » شرط ديگرى را در عرض شرط اول نياورده است ، پس معلوم مىشود كه شرط ، علت تامه براى جزا است . هم

--> ( 4 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 505 . ( 1 ) . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 157 . ( 1 * ) . حجرات ( 49 ) ، آيه 6 . ( 2 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 236 . ( 3 ) . شهيد ثانى ، زين الدين بن على ، تمهيد القواعد ، ص 110 .