مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

541

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در آن قصد قربت شرط مىباشد ، مانند : نماز كه ضد عبادى براى ازاله نجاست از مسجد است با فرارسيدن وقت نماز و سقوط امر آن مشروط به قصد قربت است . نكته : در مورد ضد عبادى ، اين بحث پيش مىآيد كه آيا امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد عبادى آن است يا نه ، زيرا با وجود نهى به عبادت ، قصد قربت پديد نمىآيد . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 464 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 6 . ضد عدمى ر . ك : ضد عام ضد عقلى رابطه ميان دو امر وجودي غير قابل اجتماع در وجود ضد عقلى ، مقابل ضد شرعى بوده و همان ضد منطقى است ، و تضاد منطقى ، رابطه ميان دو امر وجودى است كه ميان آنها كمال تباعد و ناسازگارى وجود دارد ، به‌گونه‌اى كه هيچ‌گاه با هم در يك زمان و يك موضوع و از يك نظر اجتماع نمىكنند اما ارتفاع و نبود هر دو ممكن است ، مانند : سياهى و سفيدى . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 108 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 91 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 454 . ضد مهم تكليف داراى مصلحت كمتر ، از ميان دو تكليف غير قابل جمع ضد مهم ، مأموربه‌اى واجبى است كه اداى آن با انجام واجب ديگر ضديت داشته و مصلحت آن نيز كمتر از ضد ديگر است . هرگاه دو تكليف در يك زمان متوجه مكلف گردد و مكلف نتواند در يك زمان هر دو را امتثال نمايد ؛ يعنى هريك ضد خاص ديگرى باشد ، و يكى داراى مصلحت بيشتر از ديگرى باشد ، اگر خواست مولا نخست متوجه تكليفى شود كه مصلحت بيشترى دارد و فعليت امر مأمور به ديگر كه مصلحت كمترى دارد فقط در گرو عصيان مأمور به اول باشد ، به ضدى كه مصلحت بيشتر دارد ، « ضد اهم » ، و به ضدى كه مصلحت كمتر دارد « ضد مهم » اطلاق مىگردد ، مانند اينكه دو خطاب « صلّ » و « ازل النجاسة عن المسجد » در يك زمان از سوى مولا متوجه مكلف گردد و وى نخست بر طرف كردن نجاست از مسجد ( ضد اهم ) را كه مصلحت بيشترى دارد خواسته باشد و فقط در صورت سرپيچى مكلف از انجام آن ، به‌جا آوردن نماز ( ضد مهم ) را طلب نمايد ، درحالىكه وقت نماز تنگ نبوده و امكان اقامه نماز در وقت ديگرى ، به صورت ادا وجود دارد . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 467 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 221 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 329 . ضد وجودى ر . ك : ضد خاص ضرر هرگونه فشار و نقص وارد بر جان و مال و ناموس ضرر ، در لغت ، ضد نفع ، و در عرف ، به معناى هرگونه رنج ، زحمت ، ناراحتى ، مشقت ، فشار و تكلف وارد بر جسم و جان انسان و يا تلف و كاستى وارد بر مال وى است . عنوان كلى ضرر در موارد ذيل تحقق مىيابد : 1 . ضرر جانى ، همچون قتل و ايراد ضرب و جرح بر شخص و يا خويشاوندان نزديك وى ؛ 2 . ضرر معنوى ، همچون تعرض به آبرو و ناموس شخص و لطمه زدن به حيثيت وى ؛ 3 . ضرر مالى ، مانند ربودن و يا اتلاف مال شخص و ايراد نقص به آن و تجاوز به حقوق مالى وى ، از طريق ارتكاب اعمالى همچون غصب ؛ 4 . ممانعت از وجود پيدا كردن نفعى كه مقتضى وجود آن حاصل شده است . در علم اصول بحث « ضرر » در موارد متعددى مطرح شده است ، از جمله در ضمن بحث « قاعده لا ضرر و لا ضرار » به مناسبت اينكه مرحوم « فاضل تونى » يكى از شرايط جريان اصل برائت را مستلزم ضرر نبودن آن دانسته است و يا در ضمن بحث « قاعده دفع ضرر محتمل » در حجيت مطلق ظن . نكته : برخى معتقدند به ضرر مربوط به هتك حيثيت و آبروى شخص در اصطلاح ، « ضرر » گفته نمىشود . « 1 » فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص 342 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص ( 180 - 169 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 430 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 435 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 217 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 175 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 461 و 458 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 79 . مكارم شيرازى ، ناصر ، القواعد الفقهية ، ج 1 ، ص ( 55 - 54 ) .

--> ( 1 ) . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 28 .