مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

523

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 200 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 187 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 86 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 255 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 455 و 456 و 427 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 174 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 418 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 316 . شك در غايت ترديد در استمرار چيزى ، ناشى از ترديد در پايان زمان عمل به آن شك در غايت ، به معناى شك در دوام و استمرار چيزى است كه استعداد بقا و استمرار دارد به سبب شك در به پايان رسيدن زمان عمل به آن . توضيح : يكى از تقسيمات استصحاب ، تقسيم آن به اعتبار دليل مستصحب يا دليل حكم در موردى كه مستصحب حكم باشد است ، به اين لحاظ كه دليل حكم : 1 . گاهى به صراحت بر استمرار حكم تا ابد دلالت مىنمايد ؛ 2 . گاهى به صراحت بر عدم استمرار حكم دلالت مىكند ؛ 3 . گاهى در استمرار فى الجملة حكم ظهور دارد ، كه خود به دوگونه است : أ ) دليل حكم در استمرار ظهور دارد تا زمانى كه رافعى آن را رفع نمايد ؛ براى مثال ، دليل وضو دلالت مىكند كه طهارت باطنى تا زمانى كه رافعى پديد آيد و طهارت را بردارد ، مىتواند بقا داشته باشد ؛ ب ) دليل حكم تا غايتى معين ، در استمرار حكم ظهور دارد ، مثل : « أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ » كه بر استمرار روزه تا شب دلالت مىكند نه بيش از آن ؛ 4 . گاهى اهمال و اجمال دارد و درباره استمرار و عدم استمرار حكم ساكت است . گروهى از اصولىها استصحاب را مطلقا حجت دانسته‌اند ، چه در « شك در رافع » و چه در « شك در غايت » و چه در فرض اهمال دليل ، برخى ديگر ، استصحاب را مطلقا حجت ندانسته‌اند و بعضى همچون مرحوم « محقق اول » در « معارج الاصول » و « محقق خوانسارى » در « شرح دروس » ، ميان شك در رافع و شك در غايت از يك‌سو و فرض اهمال دليل از سوى ديگر ، تفصيل داده و استصحاب را در شك در رافع و غايت پذيرفته ، ولى در فرض اهمال دليل ، انكار نموده‌اند . نكته : شك در غايت ، اقسامى دارد ، همچون : شك در اصل وجود غايت و شك در غايت بودن امر موجود . شك در اصل وجود غايت ، مثل آنكه شارع بگويد : « اتموا الصيام الى الليل » و دانسته شود كه « ليل » با از بين رفتن « حمرة مشرقية » پديد مىآيد ؛ در اين فرض ، اگر هوا ابرى باشد ، در اصل حصول غايت اصل وجود ليل شبهه مىشود . اما شك در غايت بودن موجود ، مثل اينكه در مثال قبل ، ترديد شود آيا شب كه غايت حكم است با از بين رفتن حمره مشرقيه محقق مىشود يا با پنهان شدن قرص خورشيد هنگام غروب ؛ در اين فرض ، اگر استتار قرص صورت گيرد ، ترديد مىشود آيا اين امر موجود ، غايت است يا نه . به بيان ديگر ، منشأ شك در غايت سه چيز است : 1 . گاهى شبهه مفهومى ، سبب شك در تحقق غايت مىشود ، مانند آنكه دانسته شود غايت وجوب نماز عصر ، وقت مغرب است ، اما درباره مفهوم مغرب شك وجود داشته باشد كه آيا به استتار قرص شمس پنهان شدن گردى خورشيد گفته مىشود يا به ذهاب حمره مشرقيه محو شدن سرخى خورشيد از طرف مشرق به هنگام غروب ؛ 2 . گاهى شبهه حكمى ، منشأ شك در غايت است ، مانند آنكه شك شود غايت وجوب نماز عشا نصف شب است يا طلوع فجر ؛ 3 . گاهى شبهه مصداقى ، منشأ شك در غايت است ، مانند آنكه معلوم است نيمه شب غايت وقت نماز عشا است ، اما در اينكه نيمه شب شده يا نه ، شك وجود دارد . هريك از اين اقسام ، احكام جداگانه‌اى دارد كه در كتاب‌هاى اصولى بيان شده است . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص ( 357 - 356 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص 68 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 324 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 54 و 58 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 556 . شك در قاطعيت ترديد در تنافى يك قيد با هيئت اتصالى مأمور به شك در قاطعيت ، از مصاديق شك در اقل و اكثر ارتباطى ، و در جايى است كه در قيدى شك باشد كه آيا با هيئت اتصالى ( پيوستگى ميان اجزا ) مأمور به منافات دارد يا نه ، مانند : شك مكلف در اينكه آيا نماز نافله ، به سخن نگفتن در اثناى آن مشروط است يا خير . نكته اول : تفاوت قيد مانع مأمور به و قيد قاطع مأمور به در مستند « شك در مانعيت » آمده است . نكته دوم : حكم « شك در قاطعيت » ، همان حكم « شك در مانعيت » است .