مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
522
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
شك در حقيقت تكليف ر . ك : شك در تكليف شك در رافع شك در حدوث رافع براى شىء داراى قابليت بقا شك در رافع ، مقابل شك در مقتضى بوده و عبارت است از شك در بقاى چيزى كه قابليت بقا را دارد به واسطه شك در وجود يافتن يا پيدايش مانعى كه براى از بين بردن قابليت بقا توانايى دارد ( شك در وجود رافع ) يا شك در وصف مانعيت امرى كه موجود شده ( شك در رافعيت موجود ) . شك در وجود رافع ، مانند اينكه بين دو نفر در گذشته علقه زوجيت وجود داشته است ، ولى اكنون شك به وجود مىآيد كه طلاقى صورت گرفته يا نه ، كه اگر طلاق اتفاق افتاده باشد ، توانايى از بين بردن علقه زوجيت را دارد . شك در رافعيت موجود ، مثل آنكه ، شخصى وضو مىگيرد و سپس رطوبتى به نام مذى از او خارج مىشود ، آنگاه شك مىكند كه آيا اين رطوبت از نظر شرعى رافع وضو است يا خير ؛ بنابراين ، شك در رافعيت امر موجود براى وضو دارد . نيز ر . ك : استصحاب با شك در رافع ؛ شك در وجود رافع ؛ شك در رافعيت موجود . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 558 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص 79 . شك در رافعيت موجود ترديد در قابليت امر حادث براى رفع شىء داراى مقتضى بقا شك در رافعيت موجود ، مقابل شك در وجود رافع بوده و در مواردى است كه ، مكلف علم دارد چيزى در خارج به وجود آمده و بعد از آن ، شىء ديگرى موجود شده ، آنگاه در رافعيت شىء دوم براى شىء اول ترديد مىكند ؛ يعنى در اينكه آيا شىء دوم مىتواند قابليت بقاى شىء اول را از بين ببرد يا نه ، ترديد مىكند ؛ براى مثال ، شخصى وضو مىگيرد و سپس رطوبتى به نام مذى از او خارج مىشود ، آنگاه شك مىكند كه آيا اين رطوبت از نظر شرعى رافع وضو است يا خير ( 1 ) ؛ بنابراين ، شك در رافعيت امر موجود براى وضو دارد . منشأ اين شك ، ممكن است يكى از امور زير باشد : 1 . گاهى شك در رافعيت موجود ، ناشى از اشتباه در مفهوم است ؛ براى مثال ، يكى از مبطلات وضو ، خواب است ، ولى مكلف شك مىكند آيا خواب مبطل وضو ، به خوابى گفته مىشود كه بر گوش و چشم غلبه كند ، يا فقط به خواب غلبهكننده بر چشم اطلاق مىشود ، كه با چرت زدن هم به وجود مىآيد ؛ ازاينرو ، مفهوم خواب اجمال دارد ؛ 2 . گاهى شك در رافعيت موجود ، ناشى از اشتباه در مصداق است ؛ يعنى چيزى در خارج موجود شده ، ولى معلوم نيست اين موجود ، مصداق عنوان كلى رافع است يا نه ؛ 3 . گاهى شك در رافعيت موجود ، از جهل به صفت شىء موجود ، سرچشمه مىگيرد ، مثل اينكه طهارت باطنى حاصل شده و قابل بقا هم هست ، ولى به دنبال آن ، يكى از رطوبتهاى سهگانه ( وذى ، ودى يا مذى ) مشاهده شده است و شك ايجاد شده كه اين موجود خارجى ، از نظر شرعى رافع و مبطل وضو است يا خير ؛ 4 . گاهى منشأ شك ، ترديد در مستصحب است ؛ به اين بيان كه مكلف نمىداند آيا اين موجود ، رافع بوده يا آنچه انجام نشده رافع است ، مثل اينكه مكلف مىداند در ظهر جمعه به نماز ، تكليف دارد ، ولى نمىداند نماز ظهر در ذمه او است يا نماز جمعه ، آنگاه نماز ظهر را بهجا مىآورد ، كه نتيجه آن ، شك در رفع تكليف حتى بعد از انجام نماز ظهر است . « 2 » نيز ر . ك : استصحاب با شك در رافعيت موجود . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 279 - 278 ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 51 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 55 . زنجانى ، ميرزا باقر ، تحرير الاصول ، ص 86 . شك در شرطيت ترديد در شرط بودن چيزى براى مأمور به شك در شرطيت ، از مصاديق اقل و اكثر ارتباطى ، و در جايى است كه در شرط بودن چيزى براى مأمور به ترديد شود ؛ يعنى شك وجود دارد كه آيا مأمور به مشروط به شرطى است يا نه ؛ براى مثال ، حاجى روز عيد قربان بايد حيوانى را به عنوان قربانى ذبح كند ، اما در اينكه قربانى بايد سن خاصى داشته باشد يا نه ، ترديد وجود دارد ؛ يا اينكه مكلف شك دارد مأمور به « مطلق رقبه » است يا « رقبه مؤمنه » ؛ يا شك دارد طهارت لباس براى نماز شرطيت دارد يا نه . درباره شك در شرطيت ، نظريات مختلفى وجود دارد ؛ بعضى درباره شرط مشكوك ، برائت شرعى و عقلى جارى كردهاند ؛ برخى فقط برائت شرعى جارى نموده و گروهى نيز به احتياط معتقد شدهاند . نكته : فرق ميان جزء و شرط در آن است كه امر متعلق به كل ، به تعداد اجزا منحل شده و به تكتك اجزا تعلق مىگيرد ، اما در شرط اين چنين نيست ؛ يعنى امر به مشروط ، امر به نفس شرط نيست ؛ به بيان ديگر ، جزء داخل در ماهيت كل است ، اما شرط داخل در ماهيت مشروط نيست و تنها تقيد به شرط داخل در ماهيت مشروط است .
--> ( 2 و 1 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص 70 و ( 80 - 79 ) .