مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
434
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
حكومت به تضييق تضييق تعبّدى دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به تضييق ، مقابل حكومت به توسعه ، و به معناى نظارت دليل حاكم ، بر دليل محكوم و تفسير آن از راه ايجاد تضييق تعبدى در ناحيه افراد موضوع ، يا متعلق يا حكم دليل محكوم است ، مانند اينكه مولا بگويد : « اكرم العلماء » ، سپس در مقام تضييق دايره افراد موضوع برآمده و بگويد : « العالم الفاسق ليس عندى بعالم » كه دايره شمول « العلماء » را محدود ساخته و عالم فاسق را تعبدا از آن خارج كرده است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 22 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 203 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 434 . حكومت به تضييق حكم تضييق تعبّدى محدوده شمول حكم دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به تضييق حكم ، به معناى نظارت دليل حاكم ، بر دليل محكوم و تفسير آن ، از راه ايجاد تضييق تعبدى در محدوده شمول حكم دليل محكوم است ، مثل آنكه مولا بگويد : « اذا شككت فى الصلاة فابن على الاكثر ؛ هرگاه در تعداد ركعات نماز شك كردى ، بنا را بر اكثر بگذار » ، و سپس به منظور تضييق دايره حكم قبلى بگويد : « انما عنيت بذلك خصوص الشك بين الثلاث و الاربع ؛ منظور من از شك ، شك در ركعت سوم و چهارم بوده است » و در اين شك خاص ، بنا را بر اكثر بگذار ، نه در شكهاى ديگر ، و با اين بيان ، دامنه شمول حكم دليل اول را محدود نمايد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 22 و 504 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 434 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 203 . حكومت به تضييق متعلق تضييق تعبّدى متعلق دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به تضييق متعلق ، به معناى نظارت دليل حاكم ، بر دليل محكوم و تفسير آن ، از راه ايجاد تضييق تعبدى در ناحيه متعلق دليل محكوم است ، مانند اينكه مولا بگويد : « اكرم العلماء » ، سپس بگويد : « الاطعام ليس عندى باكرام » ؛ يعنى اكرام از راه اطعام را تعبدا از افراد اكرام خارج نمايد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 22 و 504 . حكومت به تضييق موضوع تضييق تعبّدى افراد موضوع دليل محكوم توسط دليل حاكم حكومت به تضييق موضوع ، به معناى نظارت دليل حاكم ، بر دليل محكوم و تفسير آن ، از راه ايجاد تضييق تعبدى در افراد موضوع دليل محكوم است ، مانند اينكه مولا بگويد : « اكرم العالم » و سپس بگويد : « العالم الفاسق ليس بعالم عندى » ؛ يعنى عالم فاسق را تعبدا از موضوع عالم خارج كرده و به عبد دستور مىدهد او را در حكم جاهل قرار دهد و وقتى عالم فاسق از عنوان « العلماء » موضوعا خارج شد ، حكم اكرام شامل او نمىگردد . در اين فرض ، حكومت و تخصيص داراى يك نتيجه است ؛ يعنى در هر دو باب ، مدلول يكى از دو دليل ، از عموم دليل ديگر خارج مىگردد . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 434 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 22 و 504 . حكومت به توسعه توسعه تعبّدى دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به توسعه ، مقابل حكومت به تضييق بوده و به اين معنا است كه دليل حاكم ناظر بر دليل محكوم و مفسر آن بوده و در دليل محكوم تصرف نموده و در ناحيه افراد موضوع يا متعلق آن و يا در محدوده شمول حكم آن ، تعبدا توسعه و گسترش مىدهد ، مانند اينكه مولا بگويد : « اكرم العالم » و سپس درصدد توسعه افراد عالم برآيد و تعبدا عادل را نيز از مصاديق عالم دانسته و بگويد : « العادل عالم » ؛ يعنى انسان عادل را ، اگرچه جاهل هم باشد ، تعبدا جانشين عالم قرار بده و او را اكرام كن . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 203 . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 14 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 936 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 504 . حكومت به توسعه حكم توسعه تعبّدى محدوده شمول حكم دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به توسعه حكم ، به معناى نظارت و تفسير دليل حاكم ، بر دليل محكوم ، از راه ايجاد توسعه تعبدى در محدوده و شمول حكم دليل محكوم است ، مثل آنكه مولا بگويد : هرگاه بين ركعت سوم و چهارم نماز شك كردى ، بنا را بر اكثر بگذار ، آنگاه در دليل ديگرى بگويد : منظورم هر شكى بوده و شك بين سه و چهار از باب نمونه است و خصوصيتى ندارد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 22 و 504 . حكومت به توسعه متعلق توسعه تعبّدى متعلق دليل محكوم ، توسط دليل حاكم حكومت به توسعه متعلق ، به معناى تفسير و نظارت دليل