مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

370

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

توفيق عرفى ر . ك : جمع عرفى توفيق عرفى مقبول ر . ك : جمع عرفى توقف ترك فتوا يا ترك عمل به دليل فقهى توقف ، به معناى عمل نكردن يا فتوا ندادن طبق مضمون دليلى خاص مىباشد . در اصول فقه در موارد مختلفى از توقف ، بحث به ميان آمده است ، از جمله : 1 . در دوران بين محذورين ، برخى توقف كرده‌اند ؛ به اين معنا كه در اين مسئله ، نه ملتزم به وجوب شده‌اند نه ملتزم به حرمت و نه اباحه ظاهرى ، بلكه اصلا حكم نكرده و واقعه را بدون حكم قلمداد نموده‌اند . به اين ترتيب ، اين گروه در مقام عمل ، داراى آزادى عمل مىباشند ؛ يعنى يا آن عمل را انجام مىدهند ، كه با احتمال وجوب مىسازد و يا آن را ترك مىكنند ، كه با احتمال حرمت سازگار است . 2 . در تعارض ادله ، اگر دو يا چند دليلى كه در حكمى شرعى تعارض كرده‌اند متعادل باشند و هيچ‌يك بر ديگرى ترجيحى نداشته باشد ، برخى از اصوليون توقف را پيشنهاد كرده و به هيچ‌يك از دو دليل متعارض عمل نمىكنند . نكته اول : توقف دو نوع است : 1 . توقف در مقام عمل ؛ يعنى اينكه مكلف طبق هيچ‌كدام از ادله متعارض عمل نكند و منتظر رسيدن بيان معصوم 7 بماند ؛ 2 . توقف در مقام فتوا ، كه مجتهد طبق هيچ‌كدام از ادله متعارض فتوا ندهد . « 1 » نكته دوم : فرق تساقط با توقف اين است كه در تساقط ، هر دو دليل ناديده گرفته شده و در مقام عمل ، به يكى از اصول عملى مراجعه مىشود ، ولى در توقف ، در صورتى به اصل عملى رجوع مىشود كه مؤداى اصل عملى با يكى از دو دليل مطابق باشد ؛ در غير اين صورت ، به اصل نمىتوان رجوع كرد ، زيرا احداث قول ثالث پيش مىآيد . « 2 » مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 214 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 760 . « ث » ثواب و عقاب جزاى اعمال خير و شرّ ثواب و عقاب ، دو اصطلاحى است كه بيشتر در مباحث كلامى مطرح گرديده و معركه آراى كلامى مىباشد . « ثواب » يعنى پاداش و جزاى خير كه از سوى پروردگار به بندگان مؤمن در برابر اطاعت از تكاليف الهى و انجام كارهاى نيك داده مىشود . و « عقاب » سزا و جزاى بدى ( عذاب ) است كه در روز قيامت به بندگان كافر يا عاصى ، به دليل كفر يا انجام كارهاى ناروا و خلاف شرع ، مىرسد . نكته : ميان متكلمان ( شيعه ، اشاعره ، معتزله ) و فلاسفه درباره ثواب و عقاب ، مباحثى مطرح است ، از جمله اينكه آيا مدح و ذم همان ثواب و عقاب است يا خير ؛ آيا ثواب و عقاب استحقاقى است يا نه ؛ آيا عقاب كفار و گناهكاران ، دايمى است يا مقطعى ؛ و در چه صورت عبد استحقاق ثواب و عقاب دارد . براى كسب اطلاع بيشتر به كتاب‌هاى معتبر كلامى رجوع شود . دهخدا ، على اكبر ، لغت‌نامه دهخدا ، ج 10 ، ص 14091 . همان ، ج 5 ، ص 6403 . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص 171 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 126 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 121 - 99 ) . « ج » جاعل آفريننده يا اعتباركننده چيزى بنفسه يا براى چيز ديگر جاعل ، به معناى جعل‌كننده ، اعتباركننده ، خلق‌كننده و قراردهنده مىباشد . جاعل در جعل بسيط ، چيزى را كه معدوم بوده است خلق مىنمايد ، مثل : جعل ( خلق ) انسان . جاعل در جعل مركب ، چيزى را براى چيزى ( و صفتى را براى موصوف ) قرار داده يا اعتبار مىكند ، مثل : جعل ( قرار دادن ) سفيدى براى جسم ( جعل تكوينى ) و يا جعل ( اعتبار ) وجوب براى نماز ظهر ( جعل اعتبارى ) . نيز ر . ك : جعل بسيط ؛ جعل مركب . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 299 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 87 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 48 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 279 .

--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 469 . ( 2 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 56 .