مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
316
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
تعارض استصحاب و استصحاب تنافى ميان مدلول دو استصحاب تعارض استصحاب و استصحاب ، به معناى تنافى ميان مدلول دو استصحاب در موردى خاص است . اين نوع تعارض انواعى دارد : أ ) گاهى هر دو استصحاب متعارض ، موضوعى است ؛ يعنى در موضوع حكم شرعى جارى مىشود ؛ براى مثال ، پدر مسلمانى ، فرزند كافرى داشته ، حال پس از مدتى دو امر حادث شده است : يكى موت مورث ( پدر ) و ديگرى اسلام وارث ( فرزند ) ، ولى نمىدانيم كدام يك تقدم داشته است . اين در حالى است كه اگر موت پدر ( مورث ) مقدم باشد ، فرزند كافر از او ارث نمىبرد و اگر اسلام وارث مقدم بر موت مورث باشد ، فرزند از پدر ارث مىبرد ؛ بنابراين در اينجا دو استصحاب متعارض جارى مىشود : 1 . استصحاب بقاى حيات مورث ( پدر ) تا زمان اسلام وارث ( فرزند ) كه نتيجه آن ، تأخر موت از اسلام و ارث بردن است . 2 . استصحاب بقاى كفر فرزند ، كه نتيجه آن ، تأخر اسلام از موت ، و عدم ارث است . ب ) گاهى هر دو استصحاب متعارض ، حكمى است ؛ يعنى بهطور مستقيم در خود حكم شرعى جارى مىشود ، مثل اين كه شخصى به پاك بودن آب قليلى يقين داشته ، ولى پس از مدتى شك مىكند كه آيا نجس شده يا نه ، حال اگر لباس نجسى را با اين آب مشكوك آب بكشيد ، در اينجا از سويى استصحاب بقاى طهارت آب ، و از سوى ديگر ، استصحاب بقاى نجاست لباس ، جارى است ، كه هر دو استصحاب ، حكمى است ، زيرا طهارت و نجاست از احكام وضعى مىباشد . ج ) گاهى از دو استصحاب متعارض ، يكى موضوعى و ديگرى حكمى است ؛ براى مثال ، آبى قبلا « كر بوده ، سپس مقدارى از آن كاسته شده و الآن در بقاى كر بودن آن ترديد شده است ، حال اگر لباسى نجس در اين آب شسته شود ، از طرفى ، با استصحاب بقاى كر بودن آب ، به طهارت لباس ، و از طرفى ديگر ، با اجراى استصحاب بقاى نجاست ، به نجاست آن حكم مىگردد . استصحاب اول ، موضوعى است ، چون كر بودن ، موضوع حكم است و استصحاب دوم حكمى است ، چون نجاست حكم شرعى است . د ) گاهى دو استصحاب متعارض ، تنافى ذاتى دارند ؛ براى مثال ، مولا مىگويد : « صم يوم الخميس » ، تا قبل از روز پنج شنبه ، وجوبى نبود و در اين روز معين ، وجوب آمد ، حال عبد بعد از روز پنجشنبه شك مىكند كه آيا « عدم وجوب ازلى » باقى و مستمر است يا « وجوب صوم » ، در اينجا هم اركان استصحاب عدم ( عدم وجوب صوم ) و هم اركان استصحاب تكليف ( وجوب صوم ) تام است ، ازاينرو هر دو جارى شده و تعارض پديد مىآيد . ميان استصحاب عدم وجوب ازلى و استصحاب وجوب صوم ، تنافى ذاتى وجود دارد . ه ) گاهى دو استصحاب متعارض ، تنافى عرضى دارند ؛ يعنى به سبب وجود علم اجمالى ، با يكديگر تعارض پيدا مىكنند ، و گرنه ذاتا قابل جمع هستند ، براى مثال ، مكلف ، به حدث باطنى و طهارت ظاهرى بدن از خبث يقين دارد ، و سپس با مايعى كه مردد است ميان شراب و آب ، وضو مىگيرد ، آنگاه شك مىكند كه آيا حدث باطنى باقى بوده و افزون برآن ، طهارت ظاهرى هم از بين رفته - در صورتى كه در واقع با شراب وضو گرفته باشد - و يا طهارت بدن باقى است و حدث باطنى هم از بين رفته - در صورتى كه در واقع با آب وضو گرفته باشد - در اينجا از سويى استصحاب بقاى حدث جارى است ، كه نتيجه آن نجاست بدن و آلودگى آن به خبث است ، و از سوى ديگر ، استصحاب بقاى طهارت بدن جارى است كه نتيجه آن رفع حدث باطنى است . نكته : در تعارض استصحاب با استصحاب ، يا دو استصحاب در طول يكديگرند ؛ يعنى يكى سببى و ديگرى مسببى است ، و يا اينكه در عرض يكديگرند ، كه در اين صورت ، يا از اجراى هر دو ، مخالفت قطعى عملى با علم اجمالى لازم مىآيد و يا اينچنين نيست ، كه هريك از اينها حكم خاص خود را دارد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 480 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 736 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص ( 247 - 246 ) . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 244 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 255 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 15 ، ص 580 و 585 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 107 . تعارض استصحاب و برائت تنافى ميان مدلول استصحاب و اصل برائت تعارض استصحاب و برائت ، به معناى تنافى مؤداى اصل استصحاب و اصل برائت در موردى خاص است ، و آن در جايى است كه در اصل تكليف شك باشد و افزون برآن ، حالت سابقه نيز وجود داشته باشد . براى مثال ، عصير عنبى ( عصاره انگور ) قبل از غليان ( جوشش ) هم پاك و هم حلال است ، ولى بعد از غليان به وسيله آتش و قبل از ذهاب ثلثين ( تبخير دو سوم آن ) نزد مشهور علما ، نجس و حرام است ؛ حال در مواردى كه جوشش آن از طريق آتش نباشد و مثلا بر اثر تابش آفتاب باشد ،