مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
296
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
در اين مثال ، به تكتك آن موارد امر شده است و تخيير ، از عطف آنها به هم با كلمه « أو » فهميده مىشود . ولى گاهى فقط يك امر وجود دارد ، اما چون به جامع انتزاعى ميان افراد متباين تعلق گرفته است ، عقل به تخيير حكم مىكند ، مانند آنكه مولا به عبد خود بگويد : « اشتر قلما » ، كه در اين صورت عبد بين خريدن قلم حبر ( مداد ) و قلم رصاص ( فلزى ) و غير آنها مخير است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 95 . تخيير تشريعى ر . ك : تخيير شرعى تخيير تعبدى ر . ك : تخيير شرعى تخيير تعبدى شرعى ر . ك : تخيير شرعى تخيير تكوينى تخيير بين انجام و ترك يك شىء ، بدون نياز به حكم شرع يا عقل تخيير تكوينى اصطلاحى است كه توسط ميرزاى نائينى در بحث دوران امر بين محذورين مطرح شده و عبارت است از تخيير نفس الأمرى واقعى كه بين انجام و ترك يك شىء براى هر انسانى ثابت است ، و به دليل حصول فى نفسه ، نياز به جعل شرعى يا عقلى ندارد . توضيح : ميرزاى نائينى معتقد است در باب دوران امر بين محذورين هيچيك از اصول عمليه جارى نمىشود ، و در وجه عدم جريان اصل تخيير ( شرعى و عقلى ) مىگويد : جعل تخيير توسط شارع - چه تخيير ظاهرى و چه تخيير واقعى - در جايى است كه تخيير فى نفسه حاصل نباشد ، و الّا از قبيل تحصيل حاصل و محال مىشود ، و در دوران امر بين محذورين ، اين تخيير فى نفسه حاصل است ، زيرا مكلّف يا عمل را انجام مىدهد و يا ترك مىكند . تخيير عقلى نيز جارى نيست ، زيرا تخيير عقلى در جايى است كه دو طرف تخيير داراى ملاك و مصلحت باشد ، مثل : باب تزاحم ، كه عقل از روى ناچارى و به دليل عدم امكان جمع بين دو طرف ، حكم به تخيير مىدهد ، ولى در دوران امر بين محذورين چنين نيست ، بلكه در عالم واقع فقط يكى از دو طرف ( فعل يا ترك ) داراى ملاك و مصلحت است . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 444 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 566 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 177 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، جزء 4 ، ص 179 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 172 . تخيير در حجيت ر . ك : تخيير اصولى تخيير در مسئله اصولى ر . ك : تخيير اصولى تخيير در مسئله فقهى ر . ك : تخيير فقهى تخيير شرعى حكم شرع به آزادى انتخاب يكى از دو يا چند چيز تخيير شرعى ، مقابل تخيير عقلى بوده و در جايى است كه شرع انسان را در انتخاب يكى از دو يا چند چيز ، آزاد گذاشته تا هركدام را خواست ، انجام دهد ، مانند : تخيير در خصال كفاره يا تخيير در اطعام ده مسكين يا تهيه لباس آنها در كفاره حنث قسم . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 443 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 95 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 63 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 233 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 401 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 469 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 181 . تخيير شرعى ظاهرى حكم شرع به تخيير ، بعد از جهل به حكم واقعى يا شك در آن تخيير شرعى ظاهرى كه مقابل تخيير شرعى واقعى مىباشد تخييرى است كه با لحاظ حالت جهل و شك مكلف به حكم واقعى ، از طرف شارع براى او جعل شده است ، مانند : تخيير در باب تعارض امارات كه از اخبار علاجى استفاده شود . نيز ر . ك : تخيير ظاهرى . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 457 . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 374 . تخيير شرعى واقعى حكم شرع به تخيير ، به عنوان حكم اوّلى واقعى تخيير شرعى واقعى ، مقابل تخيير شرعى ظاهرى بوده و عبارت است از آزاد گذاشتن مكلف در انجام يكى از چند چيز از سوى شارع ، هنگام جعل تكليف واقعى ؛ يعنى حكم تخيير از جانب شارع بدون لحاظ حالت جهل و شك مكلف به حكم واقعى ، براى او جعل شده است ، مانند : تخيير در خصال كفارات ( اطعام شصت فقير يا شصت روز روزهدارى يا آزاد كردن يك بنده ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 457 .