مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

295

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

تخيير انحلالى آزادى انتخاب از ميان مصاديق هر دو امر متعارض تخيير انحلالى ، مقابل تخيير استمرارى است و آن نوع خاصى از تخيير ميان دو امر مىباشد ؛ به اين بيان كه مكلف در انتخاب بعضى از افراد هريك از دو امر در عرض هم كه او قادر به انجام هر دو نيست ، مخير مىباشد ، مانند آنكه امر مردد است بين اينكه در يك روز خاص ، اكرام همه علما بر مكلف واجب و يا حرام باشد و او مخير باشد بين اينكه بعضى از علما را اكرام كرده و بعضى را اكرام نكند ؛ لازمه اين انحلال در امتثال اين است كه نسبت به اكرام بعضى از علما ، مخالفت قطعى و نسبت به اكرام بعضى ديگر موافقت قطعى نمايد . نكته : فرق ميان تخيير انحلالى و استمرارى اين است كه در تخيير استمرارى ، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد زمان است كه در طول يك ديگر قرار دارند اما در تخيير انحلالى ، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد موضوع است كه در عرض يك ديگر قرار دارند . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 4 ، ص 183 . تخيير بدوى مختار بودن مكلّف براى بار اوّل در عمل برطبق يكى از دو يا چند دليل متعارض تخيير بدوى ، مقابل تخيير استمرارى بوده و عبارت است از اختيار و آزادى مكلف در انتخاب يكى از دو يا چند امر ، فقط براى يك‌بار و در ضمن يك واقعه ؛ بنابراين ، مكلفى كه در حرمت يك عمل يا وجوب آن مردد مىباشد ، فقط در واقعه اول ، مخير است كه جانب حرمت يا وجوب را انتخاب كند ، ولى هنگامى كه در اين واقعه ، يك جانب را اختيار نمود ، از آن پس اختيار از وى سلب مىگردد و تا آخر عمر ، در وقايع بعدى ، بايد به همان تصميم نخست پايبند باشد . براى مثال ، اگر در شك ميان وجوب و حرمت نماز جمعه در زمان غيبت ، جانب وجوب را انتخاب كرد ، بايد تا آخر عمر ، در ظهر جمعه نماز جمعه بخواند و نمىتواند آن را ترك نمايد . نكته : مورد بحث اصوليون ، تخيير در مسئله اصولى است ، نه فقهى ( فرعى ) . نيز ر . ك : تخيير اصولى . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 542 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 463 . قديرى ، محمد حسن ، البحث فى رسالات عشر ، ص 395 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 600 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 154 . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 2 ، ص 60 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 244 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 462 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 6 ، ص 249 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 319 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 235 و 302 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 234 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 583 . همان ، ج 8 ، ص 204 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 508 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 457 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 343 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 209 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص 563 و 559 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، جزء 4 ، ص 212 . تخيير بين اقل و اكثر تخيير بين دو شىء داراى قدر متيقن در مقام امتثال تخيير بين اقل و اكثر ، مقابل تخيير بين متباينين مىباشد و به اين معنا است كه مكلف در انجام يكى از دو امرى كه رابطه آنها با يكديگر ، رابطه اقل و اكثر است ، مخير مىباشد ، و اين در جايى پيش مىآيد كه غرض مولا به‌طور جداگانه و مستقل ، هم با انجام اقل و هم با انجام اكثر حاصل شود ، مانند اينكه مكلف مخير باشد تسبيحات اربعه را يك‌بار و يا سه بار قرائت نمايد . نكته : در صورتى كه غرض ، با انجام اقل برآورده گردد ، يعنى غرض ، تنها به امتثال اقل ، تعلق گرفته باشد هرچند در ضمن اكثر آورده شود ، فقط اقل واجب است و آوردن اكثر از باب استحباب مىباشد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 95 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 103 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 363 . تخيير بين متباينين تخيير بين دو شىء فاقد قدر متيقن در مقام امتثال تخيير بين متباينين ، كه مقابل تخيير بين اقل و اكثر مىباشد ، عبارت است از تخيير در امورى كه رابطه آنها با يكديگر تباينى است ارتباط اقل و اكثرى ندارند و هيچ قدر متيقنى ميان آنها وجود ندارد ، مثل : تخيير در خصال كفاره كه مكلف ، بين اطعام فقير يا شصت روز روزه و يا آزاد كردن بنده مخير است .