مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

282

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در صورتى كه مجتهد حى ، از مجتهد ميت عالم‌تر باشد ، عدول از حى به ميت صحيح نيست . در صورت دوم نيز وظيفه مقلد ، بقا بر تقليد از مجتهد ميت است و تقليد او از مجتهد حى غير اعلم ، صحيح نيست . ولى در صورت سوم ، مقلد مخير است از هريك از آنها تقليد كند . ب ) درباره عدول از مجتهد حى به مجتهد حى ديگر نيز سه صورت بالا متصور است : در صورتى كه مجتهد اول از مجتهد دوم عالم‌تر باشد ، چون تقليد از غير اعلم جايز نيست ، عدول نيز جايز نمىباشد . در صورتى كه مجتهد دوم اعلم باشد ، رجوع به مجتهد دوم واجب است . اما اگر هر دو مجتهد زنده ، در علم مساوى باشند ، در جواز رجوع و عدم جواز آن اختلاف است . ج ) در مورد عدول از مجتهد ميّت به مجتهد زنده نيز با توجه به مبانى مختلف در باب جواز يا عدم جواز بقا بر تقليد ميّت ، و لزوم يا عدم لزوم تقليد از مجتهد اعلم ، و همچنين اعلم بودن مجتهد ميت يا مجتهد زنده يا مساوى بودن آنها ، اقوال مختلفى در كلمات مجتهدان يافت مىشود . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الرسائل الاربع قواعد اصولية و فقهية ، ج 3 ، ص ( 196 - 192 ) . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 549 و 569 . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 707 و 710 . خويى ، ابو القاسم ، التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، ص ( 307 - 305 ) . تبدل رأى مجتهد ر . ك : تبدل اجتهاد تبدل قطع تبديل قطع مكلّف به موضوع يا حكم شرعى ، به سبب يقين به خلاف آن تبدل قطع ، به معناى تبديل قطع مكلف - نسبت به موضوع يا حكمى از احكام شرعى - به سبب يقين به خلاف آن است ، مانند آنكه مكلف به داخل شدن وقت نماز يا به سمت خاصى به عنوان جهت قبله علم پيدا نمايد ، اما بعد به‌طور قطع ، خلاف آن بر او آشكار گردد ، و يا مانند آنكه قطع داشته باشد كه در روز جمعه تكليف او اقامه نماز جمعه است ، سپس قطع به خلاف آن پيدا نمايد . در اصول ، « تبدل قطع » از ديدگاه‌هاى گوناگون بررسى شده است ؛ براى مثال ، بحث شده كه آيا عملى كه طبق قطع سابق انجام شده ، مجزى است و از انجام دوباره آن طبق قطع بعدى كفايت مىكند يا نه . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 245 . تبديل امتثال تكرار امتثال يك تكليف تبديل امتثال ، آن است كه عبد ، امتثال خود را تبديل كرده و به جاى امتثال اول ، امتثال ديگرى انجام دهد ؛ براى مثال ، اگر مولا به عبد خود دستور دهد برايش آب بياورد تا وضو بگيرد و عبد هم امتثال نموده آب را در اختيار مولا قرار دهد ، تا زمانى كه غرض نهايى مولا ( وضو ) حاصل نشده است ، اين بحث مطرح مىشود كه آيا عبد مىتواند آن ظرف آب را بردارد و به جاى آن ظرف آب ديگرى قرار دهد . درباره جواز يا عدم جواز تبديل امتثال ، چند صورت ذكر شده است : أ ) در موردى كه امتثال عبد ، علت تامه براى حصول غرض آمر نبوده و پس از آن ، غرض آمر همچنان باقى باشد ، عبد مىتواند امتثال اولش را به امتثال دوم تبديل كند ، ولى نه به اين صورت كه امتثال دوم را به امتثال اول ، ضميمه كند و مجموع را يك امتثال به حساب آورد ، مثل اينكه مولا ظرف آبى از عبد بخواهد و عبد آب را حاضر نمايد ولى قبل از آن مولا از آن آب استفاده كند ، عبد ظرف آب اول را برداشته و آب ديگرى به جاى آن بياورد . ب ) در موردى كه امتثال عبد ، علت تامه براى حصول غرض آمر باشد ، ديگر دليلى براى تبديل و امتثال دوم باقى نمىماند ، مثل اينكه مولا به بنده‌اش امر كند براى رفع عطش وى ، در دهانش آب بريزد و عبد هم همين عمل را انجام دهد و عطش مولا بر طرف شود ؛ در اينجا به‌طور قطع پس از اين عمل ، مجالى براى تكرار و تبديل آن نيست و چه‌بسا تكرار ، مبغوض هم باشد . ج ) در موردى كه بنده نداند امتثالش علت تامه براى حصول غرض مولا است تا تكرار و تبديل جايز نباشد و يا علت تامه نيست تا تكرار و امتثال جايز باشد ، حق اين است كه مىتواند تبديل كند . شاهد اين سخن ، حديثى است كه بر صحت و فضيلت اعاده نماز فرادى به خاطر رسيدن به ثواب نماز جماعت دلالت مىكند . اصوليون درباره جواز تبديل امتثال ، اختلاف دارند : برخى همانند مرحوم « آخوند خراسانى » و « محقق نائينى » ، به جواز تبديل امتثال قائل هستند و برخى ديگر همچون مرحوم « محقق عراقى » و « خويى » به عدم جواز تبديل امتثال اعتقاد دارند . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 107 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 124 - 123 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 323 .