مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

281

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

توضيح : در ذهن انسان ، معانى بسيارى انباشته شده است كه هرچند به تفصيل نسبت به همه آنها علم ندارد ، ولى در ارتكاز و عمق ذهن و حافظه او وجود دارد . در مواردى كه در معناى لفظى شك مىشود ، آن لفظ به يكى از اهل عرف عرضه مىگردد ، اگر در ميان معانى متفاوتى كه در عمق ذهن او وجود دارد ، يك معنا زودتر از ديگر معانى به ذهن او خطور كرد ، نشانه اين است كه لفظ براى آن معنا وضع شده است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 31 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 32 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 33 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 82 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 130 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 103 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 93 . آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 208 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 113 . تبادر ابتدايى ر . ك : تبادر تبادر حاقى ر . ك : تبادر تبادر غير سبقت معنايى غير از مستعمل فيه ، به ذهن شنونده لفظ بدون قرينه تبادر غير ، از علايم مجاز بوده و به اين معنا است كه لفظ در معنايى استعمال شود ، ولى از آن لفظ ، غير آن معنا به ذهن تبادر كند . تبادر غير ، دليل بر اين است كه استعمال لفظ در آن معنا مجازى است ، مانند : استعمال لفظ « اسد » در انسان شجاع ، كه از لفظ اسد ، غير انسان شجاع به ذهن تبادر مىكند . اعتمادى ، مصطفى ، موضح القوانين ، ص 16 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 32 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 31 . تبادر معنا ر . ك : تبادر تبانى عقلا ر . ك : سيره عقلا تبدل اجتهاد تغيير نظر مجتهد تبدل اجتهاد يا تبدل رأى مجتهد ، به معناى تغيير رأى و نظر سابق مجتهد به رأى و نظرى است كه مخالف رأى اول او مىباشد . بنابراين ، در موردى كه مجتهدى به خطا بودن رأى و نظر اجتهادى خويش پى ببرد و رأى و نظر اجتهادى جديدى پيدا كند ، به آن تبدل اجتهاد » يا « نقض اجتهاد » يا « عدول مجتهد از رأى خود » مىگويند ، مانند اينكه معتقد باشد خريد خانه از راه بيع فضولى يا بيع معاطات ، صحيح است ، اما بعد به بطلان بيع فضولى يا بيع معاطات اعتقاد پيدا كند ، يا اينكه معتقد باشد اجراى صيغه نكاح به زبان فارسى ، صحيح است ، اما بعد ، رأى او تغيير كند و صحت عقد ازدواج را منوط به اجراى عقد به زبان عربى بداند . « تبدل اجتهاد » از دو جهت قابل بحث است : 1 . از لحاظ فقهى ، كه آيا بقاى مجتهد بر رأى اول جايز است يا اينكه بر او واجب است به رأى دوم خود عمل نمايد . 2 . از نظر اصولى ، كه در صورت تبدل رأى مجتهد ، آيا اعمال سابق او و مقلدان وى صحيح و مجزى است يا خير . اصولىها ، در اين مسئله اختلاف دارند و به‌طور كلى در اين‌باره سه ديدگاه وجود دارد : 1 . صحت اعمال سابق و اجزا مطلقا ؛ 2 . عدم صحت اعمال سابق و عدم اجزا مطلقا ؛ 3 . تفصيل‌هاى متعدد . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 627 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الرسائل الاربع قواعد اصولية و فقهية ، ج 3 ، ص 199 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 649 . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 202 . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 246 . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 214 و 221 . خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 434 . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1114 . تبدل تقليد تغيير تقليد از يك مجتهد به مجتهد ديگر تبدل تقليد ، به معناى عدول مقلد از يك مرجع تقليد به مرجع تقليد ديگر است ، چه اين عدول از مجتهد حيّ به مجتهد ميّت ، يا از مجتهد حيّ به مجتهد حيّ و يا از مجتهد ميّت به مجتهد حيّ باشد . أ ) عدول از مجتهد حى به ميت از آنجا كه تقليد ابتدايى از ميت صحيح نيست منحصر به جايى است كه شخصى از مجتهد معينى تقليد مىكرده و پس از فوت او به مجتهد زنده رجوع مىكند ، آن‌گاه اين بحث مطرح مىشود كه آيا بازگشت او به تقليد از ميت ، صحيح است يا خير . در اين حالت ، مسئله سه صورت پيدا مىكند : 1 . مجتهد حى ، از مجتهد ميت عالم‌تر است ؛ 2 . مجتهد ميت ، از مجتهد حى عالم‌تر است ؛ 3 . هر دو ، در علم مساوى هستند .