مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

177

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

استصحاب كلى قسم چهارم از ابتكارات مرحوم « خويى » است . وى استصحاب را در اين قسم جارى مىداند . نكته : تفاوت استصحاب كلى قسم چهارم با قسم دوم و سوم در آن است كه در استصحاب قسم دوم ، فرد ، مردد بين دو نوع ( پشه و فيل ) است ، اما در قسم چهارم ، فرد از نظر نوع ، معين است ، اگرچه احتمال دارد كه عنوان ديگرى برآن منطبق باشد . استصحاب كلى قسم چهارم با استصحاب قسم سوم در احتمال تقارن فرد ديگرى با فرد معين كه علم به ارتفاع آن وجود دارد ، مشترك مىباشد ، اما تفاوت اين دو در اين است كه در استصحاب نوع سوم يك علم وجود دارد كه متعلق به فرد معين است ، گرچه احتمال دارد فرد ديگرى در هنگام حدوث و يا ارتفاع آن فرد معين با او مقارن شده باشد ، به خلاف استصحاب كلى قسم چهارم كه در آن دو علم وجود دارد : يكى علم به وجود فرد معين و ديگرى علم به وجود عنوانى كه احتمال انطباق آن‌هم بر اين فرد و هم بر فرد ديگرى وجود دارد . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 104 . همان ، ج 3 ، ص 118 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص ( 119 - 118 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص 519 . استصحاب كلى قسم دوم استصحاب كلّى مردّد در انطباق بر فرد مقطوع البقاء و فرد مقطوع الارتفاع استصحاب كلى قسم دوم ، به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن كلى مىباشد ، اما شك در بقاى كلى ناشى از اين است كه از ابتدا ترديد وجود دارد كه آيا كلى در ضمن اين فرد به وجود آمده تا الآن هم قطع به بقاى آن باشد ، يا در ضمن فرد ديگرى به وجود آمده تا الآن قطع به عدم بقا و ارتفاع آن باشد . پس منشأ شك ، مردد بودن فرد كه كلى در ضمن آن به وجود آمده بين دو نوع ( گنجشك و فيل ) است كه يكى از آنها مقطوع البقاء و ديگرى مقطوع الارتفاع مىباشد ؛ براى مثال ، شخصى يقين دارد كه « كلى حيوان » در خانه به وجود آمده ، ولى شك دارد آيا آن كلى در ضمن گنجشك است كه حدود يك سال عمر مىكند و يا در ضمن فيل است كه بيش از چهل يا پنجاه سال عمر مىكند ؛ حال پس از گذشت يك سال شك مىكند كه آيا كلى حيوان در خانه وجود دارد يا خير . در اينجا منشأ شك اين است كه او از اول مردد بوده كه كلى در ضمن كدام فرد به وجود آمده است ؛ اگر در ضمن فرد قصير العمر به وجود آمده باشد ، هم‌اكنون مقطوع الارتفاع است و اگر در ضمن فرد طويل العمر محقق شده باشد ، هم‌اكنون مقطوع البقاء است . در اين قسم فقط « استصحاب كلى » جارى است و « استصحاب فرد » جارى نمىشود ، چون در كلى ، اركان استصحاب ( يقين سابق و شك لاحق ) موجود است ، ولى در فرد ، بعضى از اركان استصحاب ( يقين سابق ) وجود ندارد ، چون هيچ‌يك از دو فرد ، متيقن نمىباشد . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 412 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 518 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 242 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 257 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 102 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 116 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 60 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 215 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 809 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 366 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 104 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 103 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 34 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 638 . روحانى ، محمد ، منتقى الاصول ، ج 6 ، ص 159 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 368 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص 428 . استصحاب كلى قسم سوم استصحاب كلّى بعد از شك در تحقق بدل براى فرد مقطوع الارتفاع استصحاب كلى قسم سوم ، استصحابى است كه شك در بقاى كلى در آن ، ناشى از شك در تبادل افراد كلى باشد ، مثل آنكه شخص يقين دارد كه ، كلى انسان در ضمن يك فرد آن ( زيد ) در خانه‌اى محقق گرديده است ، سپس يقين مىكند كه زيد از خانه بيرون آمده يعنى كلى در ضمن آن از بين رفته است ولى احتمال مىدهد كه فرد ديگرى ( عمرو ) وارد خانه شده و كلى در ضمن آن محقق شده باشد ؛ در اينجا ، كلى انسان استصحاب مىشود . منشأ شك در اين كلى اين است كه آيا فرد ديگرى ( عمرو ) جايگزين فرد معلوم الارتفاع ( زيد ) شده است يا نه . در اين استصحاب ، پنج صورت متصور است : 1 . منشأ شك « احتمال تقدم » است ؛ يعنى شك در بقاى كلى ، از اين احتمال ناشى شده باشد كه قبل از ورود زيد به خانه ، عمرو وارد خانه شده و با خارج شدن زيد ، همچنان كلى انسان در ضمن عمرو در خانه محقق مىباشد ؛ 2 . منشأ شك ، « احتمال معيت » است ؛ يعنى شك در بقاى كلى ، ناشى از احتمال ورود هم‌زمان عمرو و زيد به خانه است ؛ به بيان ديگر ، كلى انسان در ضمن دو فرد به وجود آمده ، ولى الآن نيز كه زيد خارج شده ، باز كلى انسان به دليل بودن عمرو