مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

178

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در خانه محقق مىباشد ؛ 3 . منشأ شك « احتمال تأخر بلافصل » است ؛ يعنى شك در بقاى كلى ، ناشى از اين است كه احتمال دارد هم‌زمان با زوال فرد اول ، بلافاصله فرد دومى از كلى تحقق يافته و كلى در ضمن آن ، ادامه پيدا كرده باشد و احتمال دارد فرد ديگرى جايگزين فرد اول نشده و در نتيجه ، كلى هم منتفى شده باشد . اين قسم دو بخش دارد : أ ) گاهى شك ، در تبدل « فردى به فردى » و به تعبير بهتر « مرتبه‌اى به مرتبه‌اى » است ، مثل جايى كه كلى ، داراى مراتب است ، مانند : كلى سواد ( سياهى ) كه مراتب ضعيف ( سياه كم‌رنگ ) و شديد ( سياه پررنگ ) دارد ، و شخص يقين دارد كه مرتبه قوى از سياهى منتفى شده ، ولى شك مىكند كه آيا مرتبه ضعيف وجود دارد يا به‌طور كلى سياهى جاى خود را به سفيدى داده و معدوم گرديده است . ب ) گاهى شك در حدوث فرد ديگرى به جاى فرد اول است ( سخن از اختلاف مراتب نيست ) . 4 . منشأ شك « احتمال تأخر مع الفصل » است ؛ يعنى شك در بقاى كلى در خانه ، ناشى از اين است كه مدتى بعد از معدوم شدن فرد اول ، شك مىشود كه فرد دوم وارد خانه شده يا نه . از بين صورت‌هايى كه ذكر شد ، صورت اول از لحاظ حكم ، به صورت دوم ملحق مىباشد و صورت آخر ، به‌طور قطع از محل بحث خارج است ، زيرا شك در وجود كلى انسان ، ناشى از اصل حدوث فرد جديدى است ؛ بنابراين ، در ناحيه سبب ، اصل « عدم حدوث » جارى مىگردد و خودبه‌خود ، وضعيت مسبب ، روشن مىشود . در مورد جريان يا عدم جريان استصحاب كلى قسم سوم ، نسبت به صورت‌هاى ديگر ، اختلاف است : 1 . برخى معتقدند استصحاب كلى ، مطلقا جارى مىشود ، چه در صورت « احتمال معيت » و چه در صورت « احتمال تأخر بلافصل » ؛ 2 . برخى بر اين باورند كه استصحاب كلى مطلقا جارى نمىشود ؛ 3 . گروهى ، در مسئله تفصيل داده و گفته‌اند : در جايى كه « احتمال معيت » باشد ، استصحاب كلى جارى است ، ولى در جايى كه احتمال تأخر بدون فاصله » باشد ، اين استصحاب ، در هيچ‌يك از دو قسم آن جارى نيست ؛ 4 . برخى ، همچون مرحوم « شيخ انصارى » معتقدند در فرض اول ( احتمال معيت ) ، استصحاب كلى جارى است و در فرض دوم ( احتمال تأخر ) ، در صورت شك در مصاديق ، مثل وجود كلى در ضمن زيد يا عمرو ، استصحاب كلى جارى نمىگردد ، اما در صورت شك در مراتب ، استصحاب كلى جارى مىشود . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 262 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 441 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 115 . خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 132 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 117 . كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 263 . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 233 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 822 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 103 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 67 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 412 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 369 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 638 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 34 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 103 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص 480 . استصحاب ماضوى حكم به بقاى متيقّن اسبق ، در زمان سابق استصحاب ماضوى ، مقابل استصحاب حالى و استقبالى مىباشد و به استصحابى گفته مىشود كه متيقن و مشكوك آن هر دو در زمان گذشته باشد ؛ براى مثال ، اگر زيد در روز شنبه عادل بوده و سپس در روز يك‌شنبه در عدالت او شك شود ، و بعد معلوم شود در روز دوشنبه فاسق شده است ، در صورتى كه در روز سه‌شنبه حكم به بقاى عدالت وى در روز يك‌شنبه شود ، به اين عمل ، استصحاب ماضوى گفته مىشود . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 785 . استصحاب متصرمات ر . ك : استصحاب امور تدريجى استصحاب مثبت استصحاب شىء داراى اثر شرعى با واسطه عادى يا عقلى استصحاب مثبت مقابل استصحاب غير مثبت مىباشد ( توضيح آن در اصل مثبت آمده است ) . استصحاب مثبت تكليف با استصحاب مثبت و اصل مثبت تفاوت دارد . « 1 » نيز ر . ك : اصل مثبت . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 420 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 775 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 188 .

--> ( 1 ) . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 150 .