مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
160
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
استصحاب امر اعتقادى ر . ك : استصحاب امور اعتقادى استصحاب امر تدريجى ر . ك : استصحاب امور تدريجى استصحاب امر تعليقى ر . ك : استصحاب تعليقى استصحاب امر قار ر . ك : استصحاب امور مستمر استصحاب امور اعتقادى حكم به بقا در امور اعتقادى و قلبى استصحاب امور اعتقادى ، استصحابى است كه مستصحب آن ، امرى اعتقادى و قلبى مىباشد . مستصحب گاهى عمل خارجى و گاهى امرى از امور اعتقادى است كه مربوط به تصديق قلبى و باور درونى مىباشد و ربطى به عمل خارجى ندارد و به بيان ديگر ، فعل جوانحى ( قلبى ) است نه جوارحى . در اينكه آيا در امور اعتقادى نيز همانند امور عملى ، استصحاب جريان دارد يا خير ، اصوليون اختلاف دارند ؛ مرحوم آخوند در كتاب « كفاية الاصول » مىگويد : امور اعتقادى دوگونه است ؛ در بخشى از آن فقط اعتقاد و تصديق قلبى لازم است و لو اينكه اعتقاد از روى استدلال و علم صددرصد حاصل نشده باشد ، مانند : اعتقاد به خصوصيات حشر انسانها در روز قيامت ، همچون اعتقاد به جسمانيت معاد ، كه در اين قسم ، هم استصحاب حكمى و هم موضوعى جارى است ؛ ولى در بخشى از امور اعتقادى ، يقين و علم ، موضوعيت دارد ؛ يعنى اعتقاد قلبى بايد از روى يقين و استدلال باشد ، مثل : اعتقاد به توحيد و اصل معاد ، در اين قسم ، استصحاب حكمى جارى است و استصحاب موضوعى جارى نمىشود . مرحوم شيخ در كتاب « رسائل » ، استصحاب در احكام شرعى اعتقادى را معتبر نمىداند و مرحوم « نايينى » نيز در اين موضوع با وى هم عقيده است . در كتاب « فرائد الاصول » آمده است : « لا فرق في المستصحب بين ان يكون من الموضوعات الخارجية او اللغوية او الاحكام الشرعية العملية ، اصولية كانت او فرعية . و اما الشرعية الاعتقادية ، فلا يعتبر الاستصحاب فيها . . . » . « 1 » آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 481 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 207 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 531 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص ( 54 - 39 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 15 ، ص 401 . روحانى ، محمد ، منتقى الاصول ، ج 6 ، ص 293 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 346 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 120 . استصحاب امور تدريجى حكم به بقا در امور تدريجى الوجود « زمان و زمانيات » استصحاب امور تدريجى ، مقابل استصحاب امور مستمر مىباشد و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن امرى است كه اجزاى آن به تدريج موجود مىشود و به بيان ديگر ، مستصحب آن از امور غير قارّ مىباشد ؛ يعنى امورى كه وجود آنها داراى ثبات و استمرار نيست و تمام اجزاى آن به يكباره در خارج موجود نمىشود ، بلكه هر جزئى از آنكه موجود مىشود ، تا معدوم نگردد ، جزء ديگر جاى آن را نمىگيرد ( متصرم الوجود ) مانند : نفس زمان و زمانيات مثل حركت ، تكلم ، نويسندگى ، خوردن و آشاميدن ، و حركت آب در رودخانه و امورى كه زمان ، قيد آنها محسوب مىشود ( نه ظرف ) مثل : اكرام علما در صورتى كه مقيد به روز خاصى باشد . اگرچه در ابتداى امر چنين به نظر مىرسد كه استصحاب در امور تدريجى جارى نمىشود ، چون براى مثال ، آبى كه لحظه قبل جارى بود و آبى كه لحظه بعد جريان پيدا مىكند ، دو جزء آب مىباشد و به همين خاطر هيچگاه شك نمىشود كه آيا همان جزئى كه قبلا جريان داشت الآن هم جريان دارد يا نه ، زيرا آن جزء قبلى كه يقين به آن بود ، حتما از بين رفته و در مورد جزء لاحق مشكوك نيز اين اشكال وجود دارد كه چنين جزئى حالت گذشته يقينى را ندارد ، پس آنكه متيقن الوجود بود ، متيقن الارتفاع است و آنچه در آن شك داريم ، از اول مشكوك الحدوث مىباشد ، بنابراين ، اركان استصحاب يقين سابق و شك لاحق به حسب ظاهر ، ناتمام است ؛ ولى مشهور علماى متأخر از زمان « شيخ انصارى » معتقدند در امور تدريجى نيز استصحاب جارى است ، چون وحدت عرفى قضيه متيقن و مشكوك ، محقق بوده و اركان استصحاب تمام است . نكته اول : درباره جريان استصحاب در امور تدريجى از قبيل زمان ، حركت و سيلان دو توجيه وجود دارد : 1 . اينگونه امور را يك موجود واحد كشدار و مستمر بدانيم كه قوام آن به اين است كه هر جزئى از آن ايجاد شود و سپس معدوم گردد تا نوبت به جزء بعدى برسد ؛ طبق اين مبنا ، هيچ مانعى براى جريان استصحاب وجود ندارد ، چون وحدت قضيه متيقن و مشكوك ، هم به دقت عقلى و هم به دقت عرفى ، محقق است . 2 . اينگونه امور را مركب از يك سلسله آنات و حركات متصرم بدانيم ؛ يعنى موجود واحد نيست ، بلكه مجموعهاى از
--> ( 1 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 672 .