مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

141

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

اراده آمرى اراده شخص امر و نهىكننده در اوامر و نواهى تشريعى اراده آمرى ، مقابل اراده فاعلى است . در اوامر و نواهى تشريعى ، اراده كسى را كه امر يا نهى مىكند ، اراده آمرى مىگويند ؛ براى مثال ، در امر مولا به نماز ، اراده مولا را نسبت به انجام نماز ، اراده آمرى گويند ، زيرا اراده كرده كه مراد او در خارج به وسيله شخصى ديگر و به اراده او محقق گردد و به همين خاطر از طريق امر يا نهى مولوى ، آن شخص را به انجام فعل وادار يا از به جا آوردن آن بازمىدارد . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 509 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 235 - 232 ) . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 6 ، ص ( 83 - 82 ) . شاطبى ، ابراهيم بن موسى ، الموافقات فى اصول الشريعة ، ج 2 ، جزء 3 ، ص 90 . اراده استعمالى قصد ايجاد يك معنا در ذهن مخاطب ، يا قصد استعمال لفظ در معنا اراده استعمالى ، مقابل اراده جدى مىباشد و آن ، اراده متكلم بر تفهيم معناى موضوع له يا مستعمل فيه لفظ است ؛ به بيان ديگر ، اراده گوينده را به استعمال لفظ در معنايى براى ايجاد آن معنا در ذهن مخاطب ، اراده استعمالى مىگويند . نكته اول : متكلم در هر كلامى دو اراده دارد : اراده استعمالى ؛ اراده جدى . اين دو اراده گاهى باهم تطابق دارند و گاهى تفاوت ، و در موارد شك ، اصل ، تطابق اراده استعمالى و جدى است . در جملات اخبارى كنايى و در اوامر امتحانى ، اين دو اراده به روشنى از هم تفكيك مىگردند : 1 . در كنايات ، مثل : « زيد كثير الرماد » ، اراده استعمالى نسبت به لفظ « زيد » و « لفظ » كثير الرماد « اين است كه هر دو در معناى حقيقى استعمال شده‌اند ، اما مراد جدى از آنها ، سخاوت زيد است . 2 . در اوامر امتحانى ، مثل امر به ذبح اسماعيل عليه السّلام ، مراد استعمالى ، ذبح اسماعيل است ، اما مراد جدى ، امتحان حضرت ابراهيم عليه السّلام است . نكته دوم : ملاك حقيقى يا مجازى بودن معنا ، اراده استعمالى است . نكته سوم : اراده از نظر بعضى از اصوليون ، همانند مرحوم « آخوند خراسانى » ، به اراده استعمالى و اراده جدّى تقسيم مىگردد ، كه توضيح آن در بالا آمد ، اما در نوشته‌هاى برخى ديگر همانند مرحوم « محقق نائينى » ، به اراده استعمالى ، اراده تفهيمى و اراده جدّى تقسيم گرديده است . بنا بر نظر دوم ، اراده استعمالى ، فقط قصد استعمال لفظ در معنا است ، ولى در اراده تفهيمى ، افزون برآن ، گوينده بايد در صدد تفهيم معنا به غير نيز باشد . و امّا اراده جدّى ، در هر دو مبنا يك تعريف دارد . نيز ر . ك : اراده جدى ؛ اراده تفهيمى . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 447 و 506 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 30 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 98 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 75 و 148 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 531 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 191 - 188 ) . اراده استقبالى اراده متعلق به انجام يا ترك امرى در آينده اراده‌اى كه به انجام امرى در زمان آينده تعلق گيرد ، اراده استقبالى ناميده مىشود و مقابل اراده فعلى مىآيد ؛ مثل اينكه شخص اراده كند هفته آينده به مسافرت برود . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 29 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 51 . اراده انشايى ابراز اراده حقيقى در عالم اعتبار اراده انشايى ، مقابل اراده حقيقى بوده و به معناى ابراز اراده حقيقى در عالم اعتبار و مفهوم ، از طريق الفاظ [ ماده امر ( ا - م - ر ) يا صيغه افعل ] مىباشد ؛ به اين بيان كه اراده حقيقى ، يعنى شوق مؤكد نسبت به مطلوب كه به دنبال آن ، يا خود شخص براى تحصيل مطلوب حركت مىكند و يا اينكه اين شوق ، او را به انشاى امر وامىدارد تا ديگرى را براى تحصيل مطلوب برانگيزد ؛ صورت اخير را اراده انشايى مىگويند ؛ براى مثال ، شخص تشنه ، براى به دست آوردن آب ، يا خودش حركت مىكند ، يا اينكه اين اراده حقيقى را در قالب الفاظى ابراز مىنمايد و ديگرى را روانه مىكند تا براى او آب بياورد . بجنوردى ، حسن ، منتهى الاصول ، ج 1 ، ص 117 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 568 .