جلال جلالى زاده

9

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

مىدهد مبادى ناميده مىشود زيرا از آنها ايجاد و آغاز مىشود . همانگونه كه گفتيم مسائل هرعلمى متوقف بر مبادى است يعنى مسائل علم بر نوع آنها متوقف است يعنى تصديق به آنها ، زيرا مسأله بر دليل مخصوصى متوقف نيست . مبادى يا تصورى هستند يا تصديقى ، تصورى شامل تعاريف موضوعات و بيان ماهيت اشياء مورد بحث است يعنى آنچه كه موضوع علم است نه مفهومى كه موضوع برآن صدق مىكند مانند جسم طبيعى و تعريف اجزاى آن مانند هيولا و صورت و تعريف جزئيات آن مانند جسم بسيط و تعريف اعراض ذاتى آن مانند حركت براى جسم طبيعى . اما تصديقات مقدماتى هستند واضح و روشن كه علوم متعارفه ناميده مىشوند و غالبا در علوم ديگرى مورد بحث قرار مىگيرند . يا واضح و روشن نيستند خواه اينكه در آن علم يا در علم ديگر روشن و واضح باشند كه ادله بكارگرفته‌شده در اين علم بر آنها متوقفند خواه اينكه قياس يا إستقراء و تمثيل باشند . اما مقدماتى كه خودبه‌خود روشن و واضح نيستند يا در اين علم بنابر حسن‌ظن ، ثابت و پذيرفته شده‌اند كه أصول موضوعه ناميده مىشوند مانند اينكه در هندسه گفته شود : خط مستقيمى دو نقطه را به هم وصل مىكند ، يا در وقت استدلال ثابت و پذيرفته شده‌اند ولى با مخالفت و تشكيك همراه هستند تا اينكه در محل خود مشخص شوند و آنها مصادرات ناميده مىشوند زيرا مسائلى كه متوقف بر آنها هستند به وسيله آنها به صدور مىرسند . مانند اينكه بگوئيم ما مىتوانيم بر هرنقطه و بر هربعدى دائره‌اى را ترسيم كنيم . مبادى تصورى ، امورى هستند كه تصور مسائل هرعلمى وابسته به آنها است و مبادى تصديقى ، مسائلى هستند كه تصديق به آنها بديهى بوده