جلال جلالى زاده

10

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

و در اثبات مسائل علم به كار برده مىشوند مانند تعاريف ، اصول موضوعه ، علوم متعارفه ، مصادرات و قضاياى اوليهء بديهى مانند اصل اجتماع و ارتفاع نقيضين . پس آن قسمت از مبادى كه بديهى مىباشند و قابل انكار نيستند علوم متعارفه ناميده مىشوند و اگر دانشجو با اينكه خود قبول ندارد اما با عناد تلقى كند مصادرات گويند ، هرگاه امورى باشند كه به عنوان اصل مسلم پذيرفته مىشوند تا مسائل ديگرى كه مترتب بر آنها هستند نيز درست در آيند به آنها اصول موضوعه گويند . اما مسائل هرعلمى مطالب جزئى هستند كه اثبات آنها در آن علم خواسته مىشود مانند مسائل عبادات و معاملات در فقه و مسائل امر و نهى ، عام ، خاص ، اجماع ، قياس و غيره در أصول فقه يا قضايايى هستند كه موضوعات آنها زير چتر عنوان جامعى به نام كل يا كلى قرار مىگيرند و موضوع يك علم همان عنوان جامعى است كه موضوعات مسائل را در بر مىگيرد . بيان اين مطلب براى آن بود كه پيش از ورود به حوزه‌ى هرعلمى آشنايى با اين مقدمات لازم است ، هرچند در كتابهاى امروزى كمتر به آنها پرداخته مىشود ، ولى به هرصورت براى افرادى كه قصد دارند در هر علمى تخصص و تجربه كافى را داشته باشند بدون تحكيم پايه‌هاى منطقى و اساسى مبادى آن علم موفق نمىشوند . دكتر فيض در تعريف علم مبادى گفته است : علم مبادى عبارت است از دانستن يك سلسله تصورات يا تصديقاتى كه دانستن آن براى درك مسائل علم ديگر ضرورى است و از مسائل اصلى آن علم به شمار نمىرود تا در خود آن علم مستقيما از آنها بحث شود بلكه براى دانستن آنها بايد به علم يا علوم ديگرى رجوع كرد ولى چون مراجعه به علوم