جلال جلالى زاده
16
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
واژه « اصطلاح » كه از « صلح » ساخته شده بر رشد ، نمو ، استمرار ، بقا و نيز بر دخالت انسان و مهارت عقلانى او در انجام كار دلالت مىكند . همچنين بر توافق گروهى از مردم بر نهادن لفظى در مقابل معنايى اطلاق مىشود . شايد جرجانى ( م ، 816 ه ق ) بهترين تعريف را براى اصطلاح به كار برده باشد كه در تعريف آن گفته است : اصطلاح عبارت است از توافق گروهى از مردم درباره ناميدن چيزى است كه از معناى نخستين آن نقل مىشود . يا انتقال لفظ از معناى لغوى به معنايى ديگر به سبب مناسبتى كه در بين آنها وجود دارد . ( جرجانى ، تعريفات ، دار الكتب العلميه ، ص 28 ) ديگر دانشمندان درباره اهميت اصطلاحشناسى مطالبى را ذكر كردهاند كه به چند تن از آنان اشاره مىشود . دكتر حسن شافعى در مقدمه « تحقيق المبين ، آمدى ص 7 » گفته است : اصطلاحات علمى ، ابزار اساسى پژوهشهاى علمى است و بنابراين بخشى از پروژهاى است كه كيان هرعلمى به وسيله آن تكميل مىشود و هرمبتدى كه بخواهد دانشى را بياموزد يا كتابى را بهگونهاى دقيق بفهمد نمىتواند بدون توجه به اصطلاحات اساسى آن علم موفق شود . دكتر محمد كامل حسن گفته است : سرشت اصطلاحات آن را صورت زندهاى براى تطور علوم قرار داده است و بر درستى يا خطا در تاريخ علم دلالت مىكند و بخشى جداناپذير از متدهاى تفكر علمى است . ( مجلة اللغة العربية شماره 11 ، ص 137 سال 1955 م ) دكتر عبد اللّه شاذلى گفته است : اصطلاحات براى هرعلمى مانند موضوع آن ، ضرورى است و تا زمانى كه مسائل ، روش ، اصطلاحات و اهداف علمى مشخص نشده باشند نمىتوان به ژرفاى آن علم دست يافت و به سبب وجود معانى گسترده ، در هرعلمى ، اصطلاحشناسى