جلال جلالى زاده

104

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

إشاعه : پراكندن مالكيت هريك از شريكان در تمامى بخشها و اجزاى مال . نور / 19 أشربة : نوشيدنىها كه داراى انواع و احكام و آثارى است . إشعار : اعلام‌كردن ؛ شكافتن كوهان شتر و جارى شدن خون آن تا دانسته شود كه حيوان هدى [ قربانى ] است و به او آسيب نرسانند . كهف / 19 إشهاد : شاهد گرفتن . أشهر حج : ماه‌هاى حج كه عبارتند از : شوال ، ذى القعده ، ذى الحجه . بقره / 197 إصلاح : زدودن فساد ، اصلاح بين خصمين ، اصلاح زمين . أعراف / 56 و 85 اصحاب فرائض : ورثه‌اى كه سهم آنان در قرآن مشخص شده است . نساء / 7 اصل مسأله : عبارت است از عدد سران ورثه . أصلع : طاس ، شخصى كه موهاى سرش ريخته باشد . أصيل : شخصى كه در انجام كارى نيازمند به اذن ، اجازه و دستور كسى نباشد به مكفول‌عنه كه از سوى مكفول‌له از او مطالبه حق مىشود أصيل مىگويند . إضحاك : خندانيدن كه داراى حكم و آثارى مىباشد . نجم / 43 أضحيه : حيوانى كه در أيام قربانى با نيت انجام سنت ذبح مىشود . إضراب : دست از كار كشيدن به عنوان اعتراض ( اعتصاب‌كردن ) امروز يكى از روشهاى احقاق حق توسط كارگران است . اضطباع : بيرون آوردن گوشهء ردا از زير بازوى راست و انداختن آن بر شانه چپ علت ناميدن اضطباع براى آن است كه دو بازويش ظاهر مىشود . إضطرار : حالتى كه مكلف ناچار به ارتكاب عمل حرام يا ترك عمل واجبى شود . بقره / 173 ، نحل / 115 إطعام : غذا دادن . بلد / 14 ، مجادله / 94