جلال جلالى زاده

105

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

إعاده : أنجام دادن مجدد عملى در وقت آن به‌گونه‌اى كاملتر . يونس / 4 إعاره : اجازه استفاده از مالى براى مدتى بدون دريافت عوض همراه با بقاى اصل مال . تمليك منافع بدون دريافت عوض به شرط آنكه عين مال بازگردد . مباح گردانيدن استفاده از منافع است بدون پرداخت عوض . إعانه : مساعدت و كمك در غير از وقت سختى و بدون شتاب . فرقان / 4 إعتاق : عتق در لغت به معناى بخشندگى است ، آزادكردن برده . إعتدال : استوار و رعايت ميانه‌روى در انجام كارها . إعتراف : اقرار شخص دربارهء موضوعى كه به زيان او و به نفع ديگرى باشد . توبه / 102 ، غافر / 11 إعتراض : انكار درست بودن ادعا با دليل . إعتصار : منع و نگهدارى و گرفتن آب‌ميوه ، پشيمانى از بخشيدن . يوسف / 36 إعتقال : دربند كشيدن و زندانى كردن . إعتكاف : ماندن و توقف‌كردن در مسجد با نيت تقرب به خدا . بقره / 187 إعتماد مستندى : نامه‌اى كه بانك به يكى از شعبه‌هاى خود مىنويسد تا مبلغى را به شركت وارداتى بپردازد و يا او را ضمانت نمايد ( گشايش اعتبار ) . إعتياض : گرفتن عوض و بدل . أعجف : لاغر . إعراض : روى برتافتن فردى از مال تحت تملك خودش به نيت ترك مالكيت . نساء / 128 إعسار : كسى كه دارايى او به اندازه بدهىاش نباشد ، او را معسر و آن حالت را اعسار مىنامند چنانچه حاكم شرع حكم به إعسار شخصى داد آن شخص را مفلس و حالت وى را إفلاس مىنامند . ناتوانى از اداى حقوق مالى كه بر ذمه شخص است كه آثارى بر آن مترتب است : 1 - فسخ عقدهايى كه قابل فسخ‌اند 2 - مهلت دادن به