جلال جلالى زاده
103
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
إستياك : مسواك زدن . إستيصاء : پذيرفتن وصيت . إستيلاد : أم ولد شدن . إستيطان : اقامت در جايى ، وطن گزيدن . إستئمان : أماننامه گرفتن ، در نزد فقها عقد استرسال و استسلام است . أمان دادن يكى از مسلمانان به جنگجوى مخالف . إستيفاء : گرفتن حق بهطور كامل . إستيفاء دين از مرهون : اگر راهن در سر موعد دين را پرداخت نكرد قاضى دين مرتهن را از بهاى آن تأديه مىكند . إستيام : طلب كالا براى فروش . إسدال : آويزانكردن پيراهن و مانند آن . إسراف : تجاوز از حد اعتدال در كارهاى حلال ، تجاوز از حد در هزينهكردن مال . أعراف / 31 ، أنعام / 141 إسقاط : اعتبار انداختن از حقى أعم از مالى يا غير مالى ، گاهى مراد از آن سقط جنين است و گاهى إسقاط حق يا ملك است . اگر حق بر ذمه شخص نباشد مانند حق شفعه و حق سكونتى كه به آن وصيت شده باشد . إسلام : ايمان آوردن به خدا و پيروى از دستورات او و ايمان آوردن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و برنامهاى كه آورده است . حجرات / 17 ، أنعام / 14 اسواق : جمع سوق ، بازارها . إسهام : قرعه انداختن . فرقان / 7 إشتباه : آميختن دو امر بدون دليل ترجيح . اسباب اشتباه : اختلاف خبردهندگان ، شك ، نادانى ، فراموشى ، ابهام ، اختلاف فقيهان ، اختلاط . إشاره : رساندن مفهوم به شكل تلويحى ، كه گاهى با لفظ و گاهى با جوارح صورت مىگيرد . مريم / 29 إشتراك : شراكت دو يا چند نفر در مالى . اسباب اشتراك : 1 - عقد 2 - ارث 3 - بخشش 4 - اختلاط 5 - مصلحت . زخرف / 39