جلال جلالى زاده
102
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
إستلام : به معناى دست زدن و لمسكردن است مانند إستلام حجر الاسود : لمسكردن حجر الاسود در هنگام طواف . إستلحاق : درخواست نسبت دادن فرزند . إستماع : گوش دادن به سخن به نيت فهميدن آن ، كه داراى انواع گوناگون است : گوش دادن به قرآن ، آيهى سجده ، خطبه ، آواز و موسيقى ، إستراق سمع . أعراف / 204 ، يونس / 42 إستمتاع : حاصل شدن آنچه كه موافق طبع و موجب لذت است : كه احكام مباح ، حرام و مكروه را شامل مىشود . نساء / 24 ، أحقاف / 20 إستمهال : فرصت و مهلت خواستن . طارق / 17 إستمناء : انجام دادن عملى با خود كه موجب خروج منى شود . خارج كردن منى به صورت عمدى بدون جماع و عمل زناشويى . قيامه / 17 إستناد : ثبوت حكم با تأثير قهقرائى ، يعنى حكم در زمان حال بهسبب تحقق علتش ثابت مىشود سپس اين حكم بهسبب ثبوت در زمان حاضر قهقرائى برمىگردد تا در گذشته ثابت شود ، اين اصطلاح حنفيه است ولى شافعيه اصطلاح تبين را به كار مىبرند . إستنثار : آب را با بينى بالا كشيدن سپس آن را با فشار به بيرون پاشيدن . إستنجاء : پاككردن مجراى ادرار و مدفوع از نجاست به وسيله آب يا سنگ . إستنشاق : داخلكردن آب در بينى و بيرون ريختن آن . إستطابه : خود را پاككردن . إستهلاك : مصرفكردن ، فقها مال را بر دو قسم تقسيم كردهاند : 1 - استهلاكى 2 - استعمالى . إستهلال : هر نشانهاى كه بر زنده بودن نوزاد مانند گريه ، نفس كشيدن و حركت ارادى دلالت كند ، بلندكردن صدا . إستيداع : مالى را به رسم امانت به كسى دادن ، امانت سپردن .