محمد خوانسارى

234

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

( درّة ، ص 24 ) . متى يكى از مقولات عشر و آن عبارت است از بودن شىء در زمان معين ، مانند بودن ابن سينا در قرن چهارم و پنجم . « ديگر مقولهء متى و آن بودن جسم است در زمان يا در طرف زمان و آن آن بود » ( اساس ، ص 50 ) . « و لفظ اين و متى بر اين دو مقوله از آن جهت نهاده‌اند كه اين‌دو لفظ استفهام است از مكان متمكن ، و زمان متزمن ، و نه دالّ بر حقيقت مكان و زمان است و نه بر حقيقت متمكّن و متزمّن » ( اساس ، ص 51 ) . مثال 1 - ( - تمثيل ) . « و حجت سه گونه است : قياس و استقراء و مثال . اما دليل بردن از شاهد به غايب هم از جملهء مثال است » ( دانشنامه ، ص 59 ) . « مثال سست‌تر از استقراء است . . مثال آن بود كه حكم كنند بر چيزى بدانچه اندر مانندهء او بينند » ( دانشنامه ، ص 93 ) . 2 - شبيه ، نظير ، همانند . « و اما آنچه نه ذاتى بود و نه عرضى ، و افادت صورتى شبيه كند آن را مثال خوانند » ( اساس ، ص 341 ) . 3 - مثال بمعنى افلاطونى . « و قومى چنين پنداشته‌اند كه موضوع علوم صور مفارقه است . و براى هرنوعى مثالى است كه شبيه آن است . و اين مثال موجود بالذات است ، و عقلى است و در ماده نيست » ( شفا ، برهان ، ص 128 ) . مجتمع با هم اجتماع‌كننده ، با هم جمع‌شونده ، موجود با هم در يك موضوع ( - اجتماع ، ص 5 ) . مجرّبات قضايائى كه از راه تجربه بدست آمده است و چون قضايائى است كاملا يقين‌بخش و مورد اعتماد شايستگى آن دارد كه در قياسهاى برهانى به كار رود ( - تجربه ، ص 53 ) . « مجربات آن مقدمات بوند كه نه به تنهائى خرد بشايد دانستن و نه به تنهايى حس ، و ليكن به هردو شايد دانستن » ( دانشنامه ، ص 113 ) . « مجربات و آن قضايائى باشد كه عقل حكم كند به آن به سبب تكرّر احساس كه متأكد مىشود با آن عقدى جازم كه در آن شكى نباشد بواسطهء مخالطت قوّتى قياسى خفىّ كه اگر آن اتفاقى بودى دائم و اكثرى نبودى » ( درّة ، ص 154 ) .