محمد خوانسارى
12
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
تعميم را عقلا و منطقا ضرورتى نيست . چه بسا كه برخى از موارد ملاحظه نشده بر خلاف موارد ملاحظه شده باشد . معلوم است كه هرقدر شمول نتيجهء كلى كمتر باشد و هرقدر تعداد جزئيات مورد ملاحظه بيشتر باشد ، حكم كلى به يقين نزديكتر خواهد بود . « استقراء چنان كه گفتيم حكمى ايجابى يا سلبى بود بر امرى كلى بسبب حصول آن حكم در جزويات آن امر كلى . مانند حكم بر حيوان خرد زهره به طول عمر » ( اساس ، 331 ) . « استقراء آن بود كه حكمى كنند بر موضوعى كلى از آن قبل كه آن حكم در جزويات موضوع يابند ، چنانكه گويند هر حيوانى به وقت خائيدن زفر « 1 » زيرين جنباند . . . و ليكن مردمانى كه استقراء كنند چون بسيارى را يا بيشتر را چنين يابند ، حكم كنند بر همه . و اين نه ضرورى بود ، زيرا كه شايد بودن كه ناديده خلاف ديده بود ، و صد هزار متفق بودند و يكى مخالف بود . . . و جدليان و متكلمان را يكى اعتماد بر اين است » ( دانشنامه ، ص 92 ) . « و استقراء اقتضاء ظنّى غالب بيش نكند » ( اساس ، 374 ) . إستقراء برهانى ( - استقراء تام ) إستقراء تامّ استقرائى كه در آن تمام افراد جزوى مورد بررسى و ملاحظه قرار گيرد و آنگاه حكمى كلى صادر شود و اين نوع استقراء را استقراء برهانى نيز نامند و آن كاملا معتبر و مفيد يقين است ، مانند اينكه هريك از سيارات منظومهء شمسى را جداجدا مورد بررسى قرار دهند و ببينند مدار آنها بيضى است و سپس حكم كنند كه هرسياره از سيارات شمسى داراى مدارى بيضىشكل است . اينگونه استقراء در مواردى امكانپذير است كه جزويات و افراد مورد مطالعه معدود و محدود و محصور و اندك باشد . ( - / استقراء ناقص ) . « پس اگر اصغر و اوسط متساوى باشند در دلالت و آنچنان بود كه جزويات محصور بود و حكم در همه ثابت ، حكم بر آن كلى صادق بود و آن استقراء برهانى بود و آن را استقراء تام خوانند » ( اساس ، ص 330 ) . « اما چون موضوع مساوى جزويات باشد ،
--> ( 1 ) . زفر در فارسى معمولا بمعنى دهان است و بندرت بمعنى فكّ نيز آمده است .