محمد خوانسارى
215
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
آنها . و لفظى كه دال بر كميت قضيه است سور قضيه ناميده مىشود . و قضيه از حيث كم يا كلى است يا جزئى ( - كميت ) ( - / كيف ) . كمّ ذو وضع كمّى كه اجزاء آن وجود قارّ بالفعل داشته باشند ، و اتصال و ترتيبى هم بين اجزاء آن باشد . و آن بر سه قسم است : خط و سطح و جسم تعليمى . ( - كم متصل قارّ الذات ) ( - / كم غير ذى وضع ) ( - كم متصل قارّ الذّات ، ص 216 ) . كمّ غير ذى وضع كمى كه اجزاء آن وجود قارّ بالفعل نداشته باشند ، و بين آنها اتصال و وضعى نباشد . و آن بر دو قسم است : يكى قارّ الذات كه عبارت از عدد است . و ديگر غير قار الذات كه عبارت از زمان است كه هيچ يك را وضعى نيست . زيرا كه اجزاء عدد را اتصال نيست ، و اجزاء زمان را استقرار . كمّ متصل كمّى كه بين اجزاء آن حد مشترك وجود داشته باشد . يعنى حدى كه جزء هردو قسمت باشد و به عبارت ديگر انتهاى يك قسمت باشد و ابتداى قسمت ديگر . مثلا خط ذيل كم متصل است و نقطه ج حد مشترك است بين دو قطعهء ا ج و ج ب . و بهمينجهت مىگوئيم از ا تا ج و از ج تا ب و ج در هردو تكرار مىشود . كم متصل بر سه قسم است : خط و سطح و حجم . حد مشترك در خط نقطه است ، و در سطح خط ، و در حجم سطح . مثلا در شكل مربع مستطيل ذيل ، خط ب د حد مشترك بين دو مثلث است . و چون قسمتى از كره را قطع كنند همان سطح مقطع حد مشترك بين دو قسمت است . كم متصل را در اصطلاح حكما مقدار نيز مىگويند ( اگرچه مقدار در لغت مترادف مطلق كم است اعم از متصل و منفصل ) . كم متصل خود بر دو قسم است : كم متصل قارّ الذّات ، و كم متصل غير قارّ الذّات ( - مقدار ) ( - / كم منفصل ) . و كميت را دو گونه قسمت كنند : اول بر اين نسق كه گويند كميت يا متصل باشد يا