محمد خوانسارى

125

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

س سالبه ( - قضيهء سالبه ) . سالبهء به انتفاى موضوع قضيّه‌اى كه اساسا موضوعش منتفى و معدوم باشد . مانند « شريك خدا عالم نيست » . ( - ص 197 ) . سالبهء بسيطه ( - قضيّهء سالبهء بسيطه ) . سالبهء جزئيه ( - قضيّهء سالبهء جزئيّه ) . سالبهء عدميه ( - قضيّهء سالبهء عدميه ، ص 190 ) . سالبهء كليّه ( - قضيّهء سالبهء كليه ) . سالبهء معدوله ( - قضيّهء سالبهء معدوله ) . سبر و تقسيم يكى از طريقه‌هاى اثبات استدلال تمثيلى يعنى قياس فقهى . و آن عبارت است از تحقيق در حصر اوصاف مختلف اصل ، و الغاء يك يك آنها تا آنچه باقى مىماند علت شمرده شود . مثلا براى تعيين علت حرمت خمر ، اوصاف مختلف آن را بررسى مىكنند از قبيل تخمير يافته بودن ، و از