محمد خوانسارى
126
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
انگور حاصل شدن ، و سرخ بودن ، و بوى مخصوص داشتن ، و سكر آوردن . و يك يك را از نظر مىگذرانند و مىبينند هيچ يك علت حرمت نتواند بود . چه مثلا عصير انگور بودن در سركه و شيره نيز وجود دارد . و سرخ بودن در آشاميدنيهاى ديگر نيز هست . و همچنين ساير اوصاف . پس علت حرمت ، تنها همان مسكر بودن خواهد بود . « و تمسّك به تقسيم و سبر چنان بود كه در آنكه علت حكم چيست قسمتى منتشر ايراد كنند . و بعضى اوصاف اصل برشمرند . مثلا علت حكم تشكل باشد يا تربيع يا فلان يا فلان . پس به سبر استثناء نقض يك يك قسم مىكنند تا وجه جامع تنها بماند . پس گويند علت او باشد و در اين مقام اولا به حصر اقسام مطالب شوند و بر آن حجّتى اقامت نتوانند كرد . » ( اساس ، ص 335 ) . سفسطه يكى از صناعات خمس و آن قياسى است كه مقدمات آن از مشبّهات ( - ص 243 ) فراهم مىآيد . يعنى از قضايائى كه شبيه قضاياى يقينى است ولى در واقع مانند آنها يقينى و صادق نيست . سبب به كار بردن قضاياى شبه يقينى در سفسطه آنست كه آنها را بر عقول رواج دهند . پس سفسطه شبيه استدلال صحيح و درست است ، و علت فريبندگى آن نيز همين است . ارسطو براى بيان بىاعتبارى سفسطه در جنب برهان ، تشبيهى مىآورد و مىگويد گاه چيزى از زر ناب است ، و گاه از زر كم عيار ، و گاه از سياه سيم زراندود . استدلال نيز گاه تمام عيار و پاك و بىغشّ است ( برهان ) ، و گاه روكشى از طلا دارد ولى طلاى حقيقى نيست ( سفسطه ) . پس روش سفسطى روشى است مذموم و ناپسند . چه كار آن باطل كردن حق است و حق جلوه دادن باطل . ( - مغالطه ، مغلطه ) . « سفسطه حكمت مدلّسه است در برابر حكمت حقيقى . . . » ( منظومه ، منطق ، ص 103 » . سلب حكم به عدم اتّصاف موضوع به محمول كردن . ( - / ايجاب ) . « هر قضيهء حملى مشتمل بر سه جزو باشد : موضوع و آن محكوم عليه باشد در آن ، و محمول و آن محكوم به باشد ، و نسبت محمول به موضوع أعنى حكم به صدق او بر آن ، و آن را ايجاب خوانند . . . » ( درّة ، ص 54 ) .