منوچهر اميرى

31

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

درخت بلوط بهم مىرسد و بهترين او سفيد سبك‌وزن است كه با اندك ماليدن از هم ريزد و با طبقات و بزرگ مقدار باشد . اين قسم را انثى نامند و قسم نر او بىطبقات و در صفات به خلاف انثى است و استعمال او جايز نيست و قسم سياه او از سموم و زرد و سرخ او قريب به سموم - اند ( تحفه ، 190 ) . چيزى است شبيه به - بيخ پوسيده كه در جوف بعضى اشجار سالخوردهء كهنه پوسيده مانند درخت انجير و جميز و امثال اينها و يا ريشهء آنهاست كه پوسيده گشته به سبب تعفين ( مخزن ) . يكى از اجزاى مسهل است و آن دو قسم مىباشد : نر و ماده . گويند مادهء آن بهتر است و ترياق همهء زهرهاست و در مؤيد - الفضلا به اين معنى با زاى نقطه‌دار آمده است ( برهان ) . استاد معين در حاشيه مىنويسد : اصح اغاريقن است از يونانى agarikon ( اسم جنس براى قارچها كه داراى انواع مختلف‌اند ) . . . انگليسى Agaric ( قارچ ، گياه قارچى ) ( برهان ، معين ) . « غاريقون » از داروهائى است كه كندى در قرابادين خود ياد كرده و لوى به شرح خواص دريائى آن پرداخته و نوشته است كه آغاريقون مأخوذ از كلمهء آگاريكون agarikon يونانى است كه ديسقوريدس به كار برده است ( لوى ، م 214 ) . افاريقون ( ر ك : اشق ) . افتيمون ( Afetimun , Aftimun ) ( لا ) Cuscuta e pithymum ( فر ) Cuscute افتيمون ، افتيمون دو جنسست كوهى و نبطى . و بهترينش روميست كلكون و تيزبوى و تلخ طعم . الابنيه ( بهم 17 ، زل 16 ) . فزارى گويد افتيمون كمون رومى است و در هيأت او گفته است كه شكوفه‌ايست و تخم و شاخهاى او خرد و باريك و درهم شكسته و اين جمله با يكديگر آميخته باشد و صياد نه او را به اين صحنت فروشند و گويند او گل درختى است كه به سعتر ماند . . . و به لون سرخ بود و به طعم تيز باشد و اين نوع را از جزيرهء اقريطيا آرند ( ترجمهء صيدنه ، ب 14 ) . اين دارو كرارا در هدايه ذكر شده است ( ر ك : همان كتاب ، فهرست داروها ) . افتيمون گرم و خشك است به درجهء سوم بادها را بشكند و مردم كهل و پير را موافق بود ( اغراض ، 610 ) . تخمها و شاخها باريك و شكسته است و طعم او تيز است و گروهى گفته‌اند زيرهء رومى است ( ذخيره ، دهخدا ) . يونانى و به معنى دواء الجنون است و آن نباتى است بسيار سرخ . . . و برگهاى بسيار ريزه و گلش سرخ تيره و تخمش از خردل ريزه‌تر و سرخ مايل به زردى و بر نباتات و اشيائى كه نزديك او باشد مىتند و بيخش شبيه به زردك