منوچهر اميرى

مقدمهء كتاب 23

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

« موفق هروى در اين كتاب در باب 584 كلمه و ماده از موادى كه در مداوا به كار تواند رفت بحث كرده است و خواص طبى هريك را بيان نموده . مؤلف در دو مورد ( ص 5 تا 6 و ص 15 چاپ زليگمان ) گفته است كه من در مداوا راه حكيمان هند گرفته‌ام ( پس طبيب بوده است ) و در هند بوده‌ام . آيا اين طبيب كه در هند هم بوده است همان موفق هروى است ؟ سبب اين شكى كه به دل اين - جانب راه يافته است اين است كه در ذيل لفظ ودع اين جمله آمده است : « ودع را هيچ نگفت » . آيا اين را اسدى بر كتاب افزوده ؟ آيا موفق هروى اين را نوشته ؟ و اگر اين وجه دوم درست باشد آيا دليل بر اين مىشود كه او از روى يك متن عربى ترجمه مىكرده و مرادش اينست كه مصنف اصل در باب ودع چيزى نگفته بوده « 1 » ؟ » آقاى محبوبى اردكانى پس از نقل اين فقره از مقدمهء استاد مينوى مىنويسد : « بنده براى امثال خودم عرض مىكنم كه اين جمله اجمالا مبين آن است كه اصل كتاب تماما يا در مرحله‌اى به صورت امالى بوده است يعنى يكى تقرير و ديگرى يادداشت مىكرده است . بنابراين احتمال اينكه اين جمله از كاتب كتاب موجود يعنى على بن احمد اسدى طوسى شاعر باشد منتفى است براى اينكه لازم مىآيد كه وى هم عصر مؤلف باشد و چنين نيست . پس بايد يا تمام يا قسمتى از مطالب كتاب را ديگرى از زبان ابو منصور موفق بن على الهروى ياد - داشت كرده باشد يا او از زبان ديگرى « 2 » » . اين توجيه ، منطقى به نظر مىرسد و دليلى ندارد كه آن را نپذيريم اما آقاى محبوبى نيز به پيروى از استاد مينوى احتمال ترجمه بودن الابنيه را به كلى منتفى ندانسته و نوشته است : « اينكه از ترجمه صحبت مىشود بنابراين است كه استاد مينوى آن را مطرح كرده‌اند و از خود كتاب هم كم‌وبيش مىتوان

--> ( 1 ) - الابنيه چاپ بنياد فرهنگ ، مقدمه . ( 2 ) - الابنيه ، چاپ بهمنيار ، مقدمه ، ص 9 .