منوچهر اميرى
مقدمهء كتاب 24
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
استنباط كرد . زيرا عناوين كتاب اغلب عربى است و بسيار دشوار است كه فرض كنيم در قرن چهارم هجرى ، در هرات و در قلمرو سلطنتى كه به ترجمهء تفسير و تاريخ طبرى دستور مىدهد و در شهرى كه خود يكى از مراكز زبان و ادب فارسى است طبيبى پيدا شود كه بجاى گل گاو زبان بگويد لسان الثور و بنفشه را بنفسج بنويسد و پسته را فستق بخواند و از اين قبيل الفاظ و تعبيرات كه در كتاب مكرر ديده مىشود ( از آن جمله ص 139 س 8 ) و لااقل گواه بر اين معنى است كه اگر كتاب به صورت ترجمه هم نباشد مؤلف آن قطعا تحت تأثير متون طبى و مفردات عربى بوده است « 1 » . در نظر استاد مينوى احتمال اينكه الابنيه ترجمه شده باشد نه تأليف به - مناسبت نكتهاى است كه هروى دربارهء « ودع » نوشته است . اما دليلى كه آقاى اردكانى عنوان مىكند يعنى عناوين عربى الابنيه براى كسى كه با كتب پزشكى به خصوص مفردات طبى قديم آشنا باشد عجيب است . زيرا چنان كه مىدانيم زبان علمى سرزمينهاى اسلامى تازى بوده است و اصطلاحات علمى عربى در هر رشته از علوم و در ميان دانشپژوهان چندان رايج و متداول بوده است كه حتى وقتى مىخواستهاند كتابى علمى به زبانى غير از عربى بنويسند اصطلاحات عربى را نيز كمابيش و به جهت مأنوس بودن با آنها به كار مىبردهاند ، بخصوص در عناوين و مواد و فصول و ابواب كتاب . ازاينرو مىبينيم كه صاحب هداية المتعلمين در كتاب خود كه از تأليفات قرن چهارم هجرى است عناوين غالب فصول را به عربى آورده و فىالمثل نوشته است : باب اوجاع الاذن ( به - جاى گوشدرد ) باب علل الانف ( بجاى بيماريهاى بينى ) ، باب علل القلب ( به - جاى بيمارىهاى دل ) ، باب اوجاع الرحم ( بجاى بيماريهاى زهدان يا رحم ) و امثال اينها « 2 » . اين نكته شامل حال الابنيه و تمام كتب مفردات طبى است و از الصيدنهء ابو ريحان گرفته تا مخزن الادويه مير محمد حسين شيرازى عناوين ادويه را همه - جا به عربى و معادل فارسى آن را غالبا ( اما نه هميشه ) در متن هم به عربى و هم
--> ( 1 ) - همان كتاب ، مقدمه ، ص 8 . ( 2 ) - براى آگاهى بيشتر از تأثير زبان عربى در هدايه ، رجوع فرمائيد به مقدمهء دكتر جلال متينى بر همان كتاب صفحهء چهل و چهار .