منوچهر اميرى

مقدمهء كتاب 22

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

نام و لقب رسمى ممدوح را در القاب تعظيم و تفخيم بگنجاند . اساسا خواه پيش از هروى و خواه پس از او كدام نويسنده آن هم نويسندهء چيره‌دستى چون مؤلف الابنيه را سراغ داريد كه فقط به ذكر القاب تعظيم و تفخيم براى ممدوح خويش بسنده كرده و از ياد كردن نام او غافل مانده باشد ؟ . 5 - علاوه بر قراين و دلايلى كه آوردم ، آقاى محبوبى اردكانى دليلى توجه كردنى در مورد تاريخ تأليف الابنيه ذكر كرده است كه در اينجا عينا نقل مىشود : « در مورد تاريخ تأليف يا ترجمهء كتاب ، از خود كتاب مىتوان استنباط كرد كه عقيدهء فلوگل و مستشرقين از مرحلهء صواب دور نيست چه آنكه مؤلف از دو پزشك مشهور ايران قديم يعنى محمد زكرياى رازى و ابو على سينا كه بين آن دو يك‌صد و ده سال فاصله بوده است ، فقط از نخستين نام مىبرد و نامى از دومى در كتاب او ديده نمىشود ، درحالىكه اين هر دو از جهت مقام علمى و شهرت و تأليف و تصنيف در يك درجه و اتفاقا هر دو در خراسان و در دربار سامانيان معروف بوده‌اند و اينكه در كتاب الابنيه فقط به عقايد رازى اشاره شده علت آن به اغلب احتمالات معاصر بودن يا قريب العهد بودن مؤلف يا مترجم است با آن پزشك بزرگ و معروفيت و متداول بودن كتب وى . اگر اين نظر پذيرفته و با عقيدهء فلوگل تلفيق شود مىتوان گفت كه كتاب حاضر در حدود چهل سال بعد از وفات رازى و انتشار كتاب معروف او « حاوى » تأليف يا ترجمه شده است « 1 » » . اين دليلى كه آقاى محبوبى مىآورد قابل انكار نمىنمايد و اگر در كنار دلايل و قراين كه من پيش از اين ذكر كردم قرار داده شود شايد ترديدى باقى نماند كه مراد هروى از « مولانا الامير المسدد المؤيد المنصور » كسى جز منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسمعيل سامانى ( 350 - 365 ) نمىتواند باشد . آيا الابنيه تأليف است يا ترجمه ؟ استاد مينوى مىنويسد :

--> ( 1 ) - الابنيه ، چاپ بهمنيار ، مقدمه ، ص 8 .