منوچهر اميرى

71

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

ذو خمسة اصابع است و بنطافلن نباتى است شبيه به پنج انگشت و شاخهاى او باريك‌تر و به قدر شبرى و برگش شبيه به برگ نعناع ( تحفه ، 55 ) . فنجكشت و يقال فنجنكست و يقال بنجنكشت . . . يسمى ايضا الفليفله . . . و ثمرها هو حب الفقد . . . و قيل انه بنطافلون و معناه ذو الخمس و رقات ( شرح اسماء : م 308 ) . فنجكشت و فنجنكست و بنجنكشت همه معرب پنج انگشت فارسى است و بنطافلون معرّب پنتافيلون Pentafillon يونانى است . و اما اينكه هروى مىنويسد كه پنج انگشت را « قعد خوانند به تازى » غلط است . قعد نيست فقد fagd است و مايرهوف به نقل از دوكرو Ducros مىنويسد كه عطاران مصرى ثمر پنج انگشت را به نام حب الفقد در بازار مىفروشند و اين دانه - ها چون اندكى شبيه فلفل سياه است فليفله خوانده مىشود ( مايرهوف ، م 308 ) . بنذق ( Bondoy ) ( لا ) Corylus avellana ( فر ) Noisette جالينوس كويذكى غذاى بنذق بيش كى غذاى كوز . . . او را برومى ابلرسا كوينذ . الابنيه ( بهم 44 ، زل 36 ) بندق معرب فندق است كه صاحب برهان آن را به ضم اول و ثالث ضبط كرده و استاد معين در حاشيه نوشته است كه در پهلوى پندك يا فندك به ضم اول و سوم است . فندق را در لغت‌نامهء دهخدا بر وزن گندم نيز ضبط كرده‌اند و امروز فارسىزبانان و لااقل مردم طهران فندق را بر وزن گندم تلفظ مىكنند . تعريف بندق در ترجمهء صيدنه چنين است : به لغت رومى ايلوسا گويند . . . و گويند او چلغوزهء هندى [ در متن عربى جوز هندى ] است و حمزه گويد . . . بندق نوعى است از جوز آنكه به هيأت خرد است و اين تقرير در صفت او خطاست زيرا كه جوز اگرچه خرد يا بزرگ پوست و مغز او متشنج باشد و به لون سرخ بود و بندق متشنج نباشد و جرم او هموار بود . . . و مغز او به مغز زردآلو ماند جز آنكه مغز بندق مدور باشد و مغز زردالو پهن بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 30 ) . در الصيدنه بجاى « جوز » كه در ترجمهء صيدنه آمده است « جلوز هندى » نوشته شده است ( الصيدنه ، ب 40 ) . بندق معروف است ( اغراض ، 587 ) . معرب از فندق فارسى است و به عربى جلوز نامند ( تحفه ، 56 ) . به عربى جلوز نامند . ثمر درختى است جبلى و در صحرا و بساتين نيز به ندرت مىرويد و مخصوص به بلاد بسيار سرد است . ثمر آن سه پهلو مايل به تدوير و مغز تازهء آن سفيد و كهنهء