منوچهر اميرى
72
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
آن مايل به زردى و با دهنيت بسيار ( مخزن ) . هو الجلوز ( شرح اسماء ، م 43 ) . كلمهء بندق مأخوذ از لغت يونانى Pontikon Karyon ( جوزپونتيك ( noix pontique است و اما بنا به - قول فوللرس لغت جلوز jellowz مشتق از جلوز يا گلوز فارسى و اينها مصحف چلغوزه بمعنى چهل غوزه quarant noix است ( مايرهوف ، 43 ) . لوى در شرح بر اقرابادين سمرقندى مىنويسد كه از زمان جالينوس تا روزگار موفق ( صاحب الابنيه ) . فندق را يكى از مواد مغذى نوشتهاند و بنا به قول لاوفر Laufer در يكى از متون پهلوى فندق را يكى از سى ميوهء اصلى ذكر كردهاند ( لوى ، سمرقندى ، م 431 ) . فندق . . . درختى است از تيرهء پيالهداران و از دسته فندقها كه در مناطق گرم و معتدل نيمكرهء شمالى مىرويد . مغز دانهء فندق به مصرف خوراك انسان مىرسد و از آن روغنى هم مىگيرند كه در عطرسازى به كار مىرود ( فرهنگ معين ، دهخدا ) . گلوز ، جلوز ( يادداشت دهخدا ) . آخرين نكته دربارهء بندق لغت « ابلرسا » است كه هروى آن را لغت رومى معادل فندق دانسته است . اين لغت در نسخه « نس » « ابلرسا » يا « ابلرسيا » خوانده مىشود . زليگمان آن را ابلرسا ( بدون اعراب ) و آخوندوف بر وزن « دلبرها » و به صورت لاتينى IBLARSA ضبط كرده است . مرحوم بهمنيار مىنويسد : « در نسخ و مآخذ موجوده اين نام يافته نشد » ( بهمنيار 44 ) . در شرح اسماء العقار نيز اين لغت مذكور نيست و اما در صيدنه ابو ريحان اين نام بهطور وضوح ايلوسيا بر وزن بى - بوريا Biburia نوشته شده است : بالروميه ايلوسيا ( الصيدنه ، ب 39 ) . بندق هندى ( ر ك : رته ) بنفسج ( Banafsaj ) ( لا ) Viola odorata ( فر ) Violette بنفسج ، بنفشه بهترين كوهى بوذ و از بسش اسباهانى و هرج خوشبوىتر . الابنيه ( بهم 67 ، زل 56 ) بنفسج . . . بنفشه . . . عرب آن را فرفير گويند و روغن بنفشه از بنفشهاى كه رنگ ارغوانى باشد و بعضى از بنفشهاى كه به لون زعفران باشد گيرند ( ترجمهء صيدنه ، ب 30 ) . بنفشه است ( اغراض ، 613 ) . معرب از بنفشه فارسى است و به عربى فرفيز نامند ( تحفه ، 55 ) . گياهى است بلندى آن يك شبر تا يك شبر و نيم با شاخ - هاى باريك بسيار از يك بيخ رسته كه همانها ساقهاى برگ آن است . . . از ميان گياه آن شاخهاى باريك رسته و بر سر هر شاخى يك گل كوچك خوشبوى بنفش رنگ ( مخزن ) . بنفشه : گياهى از تيرهء كوكناريان كه داراى برگهاى متناوب