محسن جابرى عربلو
88
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
در كشاف اصطلاحات الفنون تعريف فوق را بدين صورت تكميل مىنمايد : « الحكم خطاب الله تعالى المتعلق بأفعال المكلفين بالاقتضاء أو التخيير أو الوضع » . و سپس اضافه مىكند : اقتضا بهمعناى طلب است و آن چهار قسم است : الف - طلب فعل با قيد منع از ترك و اين نوع ايجاب ناميده مىشود . ب - طلب ترك با قيد منع از فعل و آن تحريم ناميده مىشود . ج - طلب فعل بدون منع از ترك و آن را ندب گويند . د - طلب ترك بدون منع از فعل و آن كراهت نام دارد . و معناى تخيير عدم طلب فعل و ترك است و آن اباحه ناميده مىشود . و اما كلمهء وضع براى آن است كه تعريف ، حكم وضعى را نيز شامل گردد و در بر گيرد « 1 » . حكم تكليفى : عبارت است از احكام خمسه يعنى وجوب و حرمت و ندب و كراهت و اباحه . حكم وضعى : چنان كه در كفاية الاصول مىنويسد : حكمى است كه غير تكليف بوده و در خود تكليف يا متعلق آن دخالت داشته باشد يا در هيچيك دخالت نداشته و فقط در كلام شرع به آن حكم اطلاق شده باشد . قسم اول مانند زوجيت كه در حليت زوجه و وجوب نفقه دخيل است . قسم دوم مانند جزئيت براى مأموربه . قسم سوم مانند نجاست كه خارج از محل ابتلا باشد و نيز مثل وكالت . بالجمله امورى نظير جزئيت و شرطيت و سببيت و مانعيت و صحت و بطلان و عزيمت و رخصت و زوجيت و ملكيت احكام وضعى بشمارند « 2 » . حلم ( به ضم لام و به سكون آن ) بهمعناى رؤياست ج : احلام « 3 » . و در قاموس مىنويسد : احتلام بهمعناى ديدن جماع در خواب مىباشد و حلم بر وزن عنق اسم مصدر
--> ( 1 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 376 . ( 2 ) . كفاية الاصول ج 2 ، ص 302 ، الوصول الى كفاية الاصول ج 5 ، ص 66 . ( 3 ) . لسان العرب مادهء « حلم » .