محسن جابرى عربلو
66
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
لصاحبه اختر » و اين تعبير ، بيان و تفسير بيع الخيار است « 1 » . بيعى كه در آن خيار و حق فسخ براى يكى از متبايعين شرط گردد مثل اينكه بگويد اين جامه يا اين خانه را به تو مىفروشم به شرط آنكه تا سه روز اختيار فسخ معامله را داشته باشم « 2 » . بيعى كه در ضمن عقد آن شرط گردد كه خيار مجلس نباشد « 3 » . بيع دين به دين اين است كه مثلا زيد طلبى را كه در ذمهء شخصى دارد به طلبى كه عمرو در ذمهء همان شخص دارد بفروشد ، بيع كالىء به كالىء و آن قطعا باطل است « 4 » . بيع نسيئه به نسيئه « 5 » . و به عبارت ديگر بيع دين به دين اين است كه بايع فى المثل دينى را كه در ذمه زيد دارد به دينى كه مشترى در ذمهء عمرو دارد بفروشد . اين معامله به اجماع باطل است چون در حديث آمده است : « نهى النبى ( ص ) عن بيع الكالىء بالكالىء » « 6 » . ر ك : بيع كالىء به كالىء . بيع العربون كلمهء عربون ( به فتح عين و راء ) لغت فصيحه است و عربون ( به ضم عين و سكون راء ) و عربان نيز ( به ضم عين و سكون راء ) صحيح است و در لسان العرب هر سه صورت را ذكر نموده است . و ابن قدامه در كتاب ( المغنى ) مىنويسد : اين كلمه به همزه يعنى « أربون » نيز صحيح است « 7 » . و به نظر مىرسد كه آن فارسى معرب باشد و ريشهاش كلمهء « ربون » است يعنى بيعانه و در لسان العرب آن را چنين معنى مىكند : « العربون ما عقد به البيعة من الثمن » .
--> ( 1 ) . بداية المجتهد و نهاية المقتصد ج ، 2 ص 207 . ( 2 ) . المدونة الكبرى ج 10 ، ص 3 ، بداية المجتهد ج مذكور ، ص مذكور ، تذكرة الفقهاء ج 1 ، ص 515 مكاسب ( شيخ انصارى ) ص 229 - 232 . ( 3 ) . خلاف ج 2 ، ص 4 ، المبسوط ( شيخ طوسى ) ج 2 ، ص 78 . ( 4 ) . مغنى المحتاج ج 2 ، ص 71 . ( 5 ) . بداية المجتهد ج 2 ، ص 124 . ( 6 ) . رياض المسائل ج 1 كتاب التجاره باب « سلف » . ( 7 ) . مغنى المحتاج ج 2 ، ص 39 ، لسان العرب مادهء « عرب » ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 175 .