محسن جابرى عربلو

67

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )

و غرض از بيع العربون اين است كه شخص متاعى را بخرد و مبلغى را به بايع بپردازد كه اگر متاع مزبور مورد پسند و مطبوع وى بود آن مبلغ از ثمن محسوب گردد و اگر نه هبه و مال بايع باشد . بيع العربون چنان كه در المغنى مىنويسد به عقيدهء احمد صحيح است . ليكن در نظر مالك و شافعى و أصحاب رأى باطل است . دليل اين حكم حديث نبوى است بدين تعبير : « نهى النبى ( ص ) عن بيع العربون » « 1 » . و در نظر اماميه چنان كه در كتاب مختلف الشيعه و حدائق الناضره مىنويسد : بيع العربون صحيح است و خود عربون جزء ثمن است و هرگاه مشترى از دفع ثمن امتناع ورزد و بايع عقد را فسخ كند رد عربون بر وى واجب است زيرا در خبر است : « كان أمير المؤمنين ( ع ) يقول : لا يجوز بيع العربون الا أن يكون هذا من الثمن » « 2 » . بيع العينه عبارت است از اينكه شخص متاعى را به بهاى مدت‌دار بفروشد و سپس آن را بخرد به مبلغى كمتر از قيمت اول مثل اينكه يك دست لباس را به مبلغ دويست - تومان بفروشد به‌طور نسيئه و سپس آن را از مشترى به مبلغ صد و پنجاه تومان بخرد و پول مزبور را نقدا بپردازد و يا اينكه متاعى را از شخصى به مبلغى معين بخرد و قبض نمايد و سپس آن را به طالب عينه به‌طور نسيئه بفروشد و طالب عينه آن را قبض نمايد و سپس به بايع اول بفروشد به كمتر از ثمن اول به‌طور نقد . و يا چنان كه ابن قدامه از احمد نقل مىكند : عينه عبارت از آن است كه متاعى نزد شخصى باشد و آن را جز به نسيئه نفروشد . كلمهء « عينه » - به كسر عين و سكون ياء و فتح نون - از عين مأخوذ است و معنى آن مال نقد حاضر است و چون در بيع العينه مشترى متاعى را مىخرد تا آن را به پول نقد بفروشد و آن را فورا دريافت دارد بدين جهت اين معامله را « العينه » ناميده‌اند « 3 » .

--> ( 1 ) . مغنى المحتاج ج مذكور ، ص مذكور ، المغنى ( ابن قدامه ) ج مذكور ، ص مذكور . ( 2 ) . مختلف الشيعة چاپ تهران 1322 ه ق ج 1 ، ص 222 ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 217 . ( 3 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 216 ، نهاية اللغه ماده « عين » ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 133 ، الجامع لاحكام القرآن تأليف قرطبى ج 2 ، ص 59 ، لسان العرب مادهء « عين » .