محسن جابرى عربلو

55

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )

افضاء اين است كه در زن مجراى بول و حيض يكى شده باشد . ر ك : عيوب مجوز فسخ نكاح . افلاس مفلس شدن ، بىچيز شدن شخص كه گويى دراهم او فلوس گشته است ، افلاس عبارت از اين است كه شخص بجايى رسد كه حتى فلوس يا پشيزى هم نداشته باشد ، « و حقيقته الانتقال من حالة اليسر الى العسر » « 1 » . و در كتاب بداية المجتهد مىنويسد : افلاس در شرع به دو معنى اطلاق مىشود : اول : اينكه شخص ديونى داشته باشد كه اموالش به آن وفا نكند و براى اداى آن كافى نباشد . دوم : آنكه شخص اصلا مالى معلوم نداشته باشد . جمهور فقهاء معتقدند كه افلاس سبب حجر مديون و منع از تصرف وى مىگردد . ليكن ابو حنيفه چنان كه در كتاب الهدايه مىنويسد : معتقد شده كه افلاس سبب حجر نيست « 2 » . اقاله بهم زدن بيع ، فسخ كردن بيع ، بر هم زدن معامله ، گفته مىشود : « اقلته البيع اقالة » و غرض فسخ بيع است . بطورى كه از متون لغت استفاده مىشود اين كلمه مأخوذ از « قيل » است و در مجمع البحرين آن را به موافقت با نقض بيع تفسير مىكند بدين تعبير « و فى - الحديث : من أقال نادما اقاله اللّه من نار جهنم اى وافقه على نقض البيع » « 3 » . نظر فقهاء فقهاء پس از اتفاق بر مشروعيت اقاله در حقيقت و ماهيت آن اختلاف

--> ( 1 ) . لسان العرب مادهء « فلس » . نهاية اللغه مادهء « فلس » . مجمع البحرين چاپ ايران ، ص 345 . ( 2 ) . بداية المجتهد ج 2 ، ص 280 ، الهدايه ج 3 ، ص 285 . ( 3 ) . لسان العرب چاپ بيروت مادهء « قيل » . فرهنگ دكتر معين ج 1 ، ص 320 مجمع البحرين چاپ نجف اشرف ج 5 ، ص 459 . المنجد چاپ بيروت ، ص 706 .