محسن جابرى عربلو
56
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
كردهاند : اماميه بدون خلاف معتقدند كه اقاله فسخ است « 1 » . و از فقهاى مذاهب اربعه شافعى در كتاب الام و احمد بن حنبل اين قول را اختيار و تأييد نمودهاند چون اقاله بهمعناى رفع و ازاله است « 2 » و مالك معتقد است كه اقاله بيع است « 3 » . و ابو حنيفه عقيده دارد كه اقاله در حق متعاقدين و نسبت به آنان فسخ است و در حق غير يعنى نسبت به فرد ثالث بيع جديد مىباشد « 4 » . اكراه در لغت : كسى را به زور بكارى واداشتن ، كسى را خلاف ميل و رضاى او به كارى مجبور كردن . گفتهء مىشود : « اكرهته على الامر اكراها : حملته عليه كرها « 5 » » . در نظر اماميه اكراه عبارت از حمل و واداشتن غير بر عملى است كه خلاف ميل او باشد بوسيلهء تهديد و وعيد ، هرگاه شخص بداند يا گمان برد كه در صورت ترك آن عمل و امتناع جانش يا مالش يا عرضش در معرض خطر يا ضرر قرار خواهد گرفت . از اين تعريف روشن مىشود مجرد فعل براى دفع ضرر اكراه نيست فى المثل اگر شخصى مجبور به پرداخت مالى گردد و پرداختن آن متوقف بر بيع بعض اموالش باشد و او براى دفع ضرر اين كار را انجام دهد اكراه صادق نيست . بالاخره ميزان و معيار اكراه ، عدم استقلال در تصرف و فقدان طيب نفس است . پس اگر معاملهاى را براى دفع ضرر انجام دهد ليكن از روى رضا و رغبت و با استقلال در تصرف ، اكراه محقق نيست و اگر ديگرى او را مجبور سازد و بر اثر
--> ( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 215 . تذكرة الفقهاء چاپ تهران 1388 ه ق ج 1 ، ص 533 . ( 2 ) . الام ج 3 ، ص 67 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 92 ، الاقناع فى فقه الامام احمد بن حنبل ج 2 ، ص 113 . ( 3 ) . بداية المجتهد ج 2 ، ص 204 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 92 . ( 4 ) . الهدايه ( شرح بداية المبتدى ) ج 3 ، ص 41 ، الاختيار لتعليل المختار ج 2 ، ص 11 . ( 5 ) . لسان العرب ذيل كلمهء « كره » ، الصحاح ج 6 ، ص 2247 . اللباب فى شرح الكتاب ج 3 ، ص 234 مجمع البحرين ص 606 .