محسن جابرى عربلو
42
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
است و ديگران « احصن » به صورت مجهول خواندهاند كه بهمعناى تزويج است « 1 » . مناسبت اين معانى با معناى لغوى از آن جهت است كه فى المثل تزويج و عفت مانع زنا و حريت مانع قيد اسارت و بردگى مىشود و اسلام موجب حفظ جان و مال مىگردد و يا شخص را از فواحش و كارهاى زشت باز مىدارد پس در همهء آنها مفهوم « منع و حفظ » موجود است « 2 » . در اصطلاح : احصان در فقه اسلامى بر دو گونه است : الف - احصان رجم و آن عبارت از اجتماع صفاتى است در زانى كه سبب رجم و سنگسار نمودن وى مىگردد . چنان كه در تعريفات جرجانى مىنويسد : احصان حالت مردى را گويند كه بالغ و عاقل و آزاد و مسلمان باشد و با زنى بالغه و عاقله و آزاد و مسلمان به نكاح صحيح پيوسته باشد « 3 » . ب - احصان قذف يعنى صفات و خصوصياتى كه اجتماع آنها در مقذوف ( متهم به زنا ) حد قذف را ايجاب مىنمايد « 4 » . شرائط احصان رجم شرائط ذيل در احصان رجم مورد اتفاق فريقين مىباشد : اول : آنكه شخص زانى عاقل باشد . دوم : آنكه بالغ باشد . سوم : آنكه آزاد باشد . چهارم : آنكه ازدواج كرده باشد . پنجم : آنكه نكاحش مشروع و صحيح باشد . ششم : آنكه با زوجهاش عمل جنسى انجام داده باشد « 5 » .
--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 5 ، ص 68 ، مسالك الافهام ج 2 كتاب حدود ، شرح لمعه ج 2 ، ص 300 ، لسان العرب مادهء « حصن » ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 9 ، ص 83 . ( 2 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 392 ، موسوعهء جمال عبد الناصر ج 4 ، ص 22 . ( 3 ) . تعريفات جرجانى ، ص 6 . ( 4 ) . موسوعهء جمال عبد الناصر ج 4 ، ص 23 و كتب فقهى ديگر . ( 5 ) . الميزان الكبرى ( شعرانى ) ج 2 ، ص 154 . الخلاف ج 3 ، ص 189 .