محسن جابرى عربلو
22
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
و به عبارت ديگر مىتوان گفت چون هر اصطلاحى مشتمل بر دقائق و ويژگيهاى فنى است گاهى ترجمه و برگرداندن آن به زبان ديگر بطورى كه همهء آن ويژگيها و خصوصيات محفوظ باشد اگر محال نباشد بسيار مشكل است . براى نمونه كلمهء « بيع » را در نظر مىگيريم كه اگر بخواهيم آن را به « فروختن » ترجمه و تفسير نماييم گفته مىشود : اولا كلمهء بيع يك سلسله مشخصات فقهى را در ذهن اهل فن بيدار مىكند كه لغت « فروختن » نمىتواند آن كار را بكند ، ثانيا اين سؤال پيش مىآيد كه در متون فقهى چون گفته مىشود « بيع فضولى » صحيح است يا « بيع غررى » باطل است ، يا « بيع صرف » مكروه است آيا مراد فروش فضولى يا فروش غررى يا فروش صرف مىباشد يا غرض خريد و فروش است . و اگر بخواهيم آن را به « انشاى تمليك عين بمال » تفسير كنيم ، اين تفسير هرچند در نظر اهل فن و متخصصين اين رشته ، صحيحتر و دقيقتر مىباشد چنان كه شيخ انصارى - اعلى اللّه مقامه - در كتاب مكاسب « 1 » افاده كرده است . ليكن گفته مىشود كه براى غير اهل فن شايد لفظ بيع مأنوستر و آشناتر از آن باشد و به عبارت ديگر تعريف مذكور كاملا علمى مىباشد و براى همه مفهوم نيست . اهميت اصطلاحات حقوق اسلامى : شكى نيست كه نه تنها در متون و كتب ادبى اعم از فارسى و عربى خواه درسى باشد و خواه غير درسى ، بلكه در مكالمات روزمره و محاورات و گفتوشنود - هاى معمولى ما لغات و اصطلاحات فقهى فراوان ديده مىشود ، و تعبيرات و كلمات شرع نقش مهمى را ايفا مىكنند . مردم در كارهاى روزانه اعم از عبادت و دادوستد و غير آنها بسيارى از عبارات و جملات و كلمات شرع بويژه اصطلاحات و قواعد فقهى را به كار برده و به آنها استدلال و استناد مىكنند ، در حالى كه تصورى ناقص و مبهم از آنها دارند و معانى دقيق و كامل آنها را نمىدانند و چه بسا ممكن است كه در مقام تفسير دچار خطا شوند .
--> ( 1 ) . چاپ تبريز ، ص 79 .