محمد حسين مختارى مازندرانى
97
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
برابر آن « تباين » قرار دارد كه هر لفظى داراى معناى مخصوص به خود مىباشد . ترتّب پيش از بيان مراد از ترتّب بايد گفت كسانى كه امر به شىء را مقتضى نهى از ضدّ نمىدانند در صورتى كه ضدّ عبادت باشد ، آن را از طريق ترتّب تصحيح مىنمايند و از اين راه ايرادات قائلين به عدم را پاسخ مىدهند . بنابراين مقصود از ترتّب آن است كه هرگاه مكلّف امر به اهمّ را عصيان نمايد و به اتيان ضدّ آن ( فعل مهمّ ) كه در طول آن قرار دارد اقدام كند هيچ محذورى پيش نمىآيد . براى مثال تطهير مسجد از نجاست در بادى امر مطلوب مولى بوده لذا مكلّف را به انجام آن تكليف نمود ، آنگاه فرمود : چنانچه اين تكليف را انجام ندادى پس تكليف ديگر يعنى نماز را بجاى آور . به اين ترتيب وجوب نماز مترتّب است بر مخالفت امر مولى در ازالهء نجاست از مسجد . لذا طبق اين تقرير عقلا هيچ مانعى در جريان ترتّب وجود ندارد . تزاحم هرگاه حكمى در برابر اجراى حكم ديگر مزاحمت نمايد به گونهاى كه جمع بين آن دو در مقام امتثال امكانپذير نباشد ، آن را