محمد حسين مختارى مازندرانى
67
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
اصل عدم نقل در مواقعى قابل استناد است كه بنا به دلايلى ، لفظى كه در برابر معنايى استعمال شده دلالتش بر آن معنا در مقطعى از زمان ، دلالت حقيقى باشد ، در اين هنگام استعمال آن در زمانهاى ديگر نيز حمل بر حقيقت مىشود ، زيرا اصل ، عدم نقل است . براى مثال صيغه امر چون در عرف معاصر حقيقت در معناى وجوب مىباشد ، لذا صيغهء مزبور در استعمالهاى اهل لغت و اهل شرع نيز كه در زمانهاى سابق بوقوع مىپيوسته است حمل بر وجوب مىشود ؛ چه آنكه اصل اين است لفظ از معناى حقيقى به معناى مجازى نقل نشده باشد . مورد اصل عدم اشتراك در جايى است كه معناى دوم موضوعله محتمل باشد به گونهاى كه متروك بودن معناى اوّل مفروض نباشد ، در صورت عدم ثبوت اشتراك ، لفظ به معناى اول حمل مىشود ، چون اصل عدم اشتراك است . 6 - اصالة العموم مورد اين اصل در جايى است كه لفظ به صورت عام وارد شده باشد ، براى نمونه ، گويندهاى چنين اظهار نمايد : « همهء دانشمندان را اكرام كنيد » . حال براى شنونده ترديد حاصل مىشود كه مقصود گوينده ،