محمد حسين مختارى مازندرانى
68
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
تمامى دانشمندان است ! پيرو هر مذهب و آيينى كه باشند ، براى وى تفاوتى نمىكند بلكه ملاك و ميزان همان عالم بودن است يا مقصود دستهء معيّنى از دانشمندان نظير مراجع و علماى دين مىباشند و يا احيانا در ميان عالمان دينى تنها افراد عدول و شايسته مورد نظر است ، در اين گونه موارد « اصالة العموم » حكم را تعميم داده و احترام به همهء دانشمندان را جملگى الزامى مىداند . آنگاه اين اصل براى همگان حجّت خواهد بود . اصول محرز و غير محرز هرگاه شارع بفرمايد يكى از دو طرف شكّ را اخذ كن و همان را به عنوان واقع در نظر بگير براى مثال در استصحاب كه مىگويد حالت سابقه را اخذ نما به اين معنا است كه آن را به عنوان حكم واقعى فرض كن ، اين همان است كه در لسان اصوليّين به عنوان اصل محرز معروف است . چنان كه قاعدهء فراغ و تجاوز ، اصالة الصّحه و رجوع مأموم به امام در خصوص شكّ در ركعات و به عكس از قبيل اصول محرز مىباشند . ولى اصول غير محرز تنها براى مكلف بيان وظيفه مىكند و كارى به واقع ندارد ، به تعبير ديگر اين نوع اصول نشانگر اين معنا هستند كه هرگاه دست مكلّف از همهجا كوتاه شده و به هيچروى